بسيار خوب ، پس چرا صدها ميليارد بودجه و واحد انرژيهاى مختلف عضلى و فكرى خود را در اين راه آتش مىزنيد و خاكسترش مىسازيد آيا مىدانيد كه ميليونها چشمه سار زلال حيات آدميان در راه تحصيل هستى و تخدير و ناهشيارى شما بخار مىشود و به هوا مىرود و هدر مىشود ؟ و نتيجهاى هم جز از ياد بردن خود براى چند لحظه ببار نمىآورد ، جز اين كه بهدر دادن آب زلال حيات انسانها را در راه هستىها و ناهشيارىهاى شما مشروع و قانونى قلمداد كند پس بياييد - بار ديگر حيات انسانى را براى خود مطرح كنيم . و با پيدا كردن عوامل شكوفان شدن و انبساط همان حيات ، به اين گرد و خاك پاشيدن روى آب زلال چشمه سار حيات خاتمه بدهيم .
اگر درست دقت كنيد ، خواهيد ديد موقعى كه حواس و مشاعر و انديشهء شما به هيچ موضوعى چه درونى و چه برونى اشتغال ندارد ، و اعضاء بدن شما از هيچ عاملى رنج نمىبرد ، آب زلال حيات شما به طور طبيعى در جريان است .
در اين حال يك صداى بىنياز از موج و در نهايت لطافت بشما مىگويد : آرى ، اين جريان لازم است و بايد شما در حفظ اين جريان تا آخرين حد ممكن كوشا باشيد و شما اين توانايى را در دست داريد كه اين جريان را بهرطرف كه بخواهيد رهبرى كنيد ، ولى اين نكته را متوجه باشيد كه اين آب زلال را بهر طرف بكشانيد در همهء مسير اين آب موادى قرار گرفته است كه مقدارى مناسب از آن را به خود جذب مىكند ، و محصولى مخصوص به خود به وجود مىآورد .
هيچ يك از موادى كه سد راه جريان آب قرار گرفته است ، ضد و مزاحم جريانش نيست . بلكه اين شما مير آب هستيد كه از هر يك از مواد سر راه آب محصولى را توقع مىداريد كه بزرگ مىشود و به شكل سد پولادى در مقابل جريان آب قرار مىگيرد .
دليلش اين است كه آن انسانها كه با فطرت سالم و وجدان پاك در صدد انسان شناسى و جهان سازى بر مىآيند هيچ يك از فراز و نشيبهاى اين شناخت و دريافت ، سد راه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 487
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٨٧