تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
هر چه با دست اشاره مىكنم پيش من نمىآيد ، زيرا معناى اشاره را هم نمىداند و يا مىداند و اعتنا نمىكند كه اين نيز بد است . آن گاه شير و پستان را به او نشان دادم ، چشمش را از من بر مىگرداند . شما اى سرور ما كه دستگير اين جهان و آن جهانيد براى خدا اين مشكل را چاره كنيد كه دلم مىلرزد و بيم آن دارم كه از ميوهء دلم بگسلم و طفلم از دستم برود . امير المؤمنين فرمود : برو يك طفل ديگر ببر به پشت بام ، تا كودك جنس خود را ببيند و از روى ناودان به سوى هم جنس خود بخزد ، زيرا هر جنسى عاشق جاودانى جنس خويش است . زن بدستور آن بزرگوار عمل كرد وقتى كه طفل هم جنس خود را در پشت بام ديد از روى ناودان با خوشحالى به طرف او رفت آن طفل در حال خزيدن بنا به اصل جذب دو هم جنس يكديگر را ، به سوى طفل ديگر رفت و بپايين نيافتاد و به همين دليل انجذاب جنس به سوى جنس خويش است كه خداوند پيامبران را از جنس خود بشر مىفرستد تا از ناودان طبيعت حيوانى به سوى پيامبران جذب شوند ، لذا پيامبر مىفرمود : من هم مانند بشر هستم و با ابراز جنسيت مىخواست گمراهى آنان را تقليل داده و نابود كند . اين رابطهء جاذبيت بسيار شگفت انگيز است ، هر جا كه جوينده‌اى را ببينيد دنبال هم جنس خود مىرود . عيسى و ادريس عليهما السلام به آسمان برين مىروند و با فرشتگان كه هم جنسشان هستند ، دمساز مىشوند ، هاروت و ماروت دو فرشتهء آسمانى به زمين فرود مىآيند و با خاك نشينان كه هم جنسشان بودند هم راز مىشوند . كفارى كه با حق و حقيقت ضديت مىورزند هم سنخ شيطانند ، لذا جانشان تحت تأثير شيطان قرار مىگيرد . آنان -
صد هزاران خوى بد آموخته ديده هاى عقل و دل بر دوخته
كمترين خوى پليدشان همان حسادت است كه گردن پيشوايشان شيطان را زد و تباهش ساخت . آنان حقد و حسد را از سگان آموخته‌اند كه براى مردم ملك