دوم - انديشه كه به وسيلهء آن ، پس از انتخاب محسوسات خارجى بتوسط حواس به تنظيم ادراك عقلى مىپردازيم ، ما در هيچ حال نمىتوانيم تنها تجزيه را يگانه وسيلهء معلومات خود قرار بدهيم ، زيرا تجزيه ما را تنها با پديدهء خارجى محسوس آشنا مىسازد ، ولى آن قاعدهء كلى را كه بتواند اثبات كند كه بايستى اين پديدهء خارجى چنين باشد و نمىتواند چنان باشد بما نمىآموزد . پس تجربه ما را به حقايق كلى نمىرساند ، در صورتى كه عقل با وضع مخصوصى اصرار دارد كه به درك آن حقايق نائل گردد . پس آن مقدار كه تجربه عقل را بيدار مىكند به آن مقدار عقل را قانع نمىسازد . » ( 1 ) با در نظر گرفتن اين كه كانت سر دستهء فلاسفه ى مكتب اگنوستىسيسم است ، و معتقد است كه واقعيت اشياء آن چنان كه هست به ما روشن نخواهد گشت ، با اين حال تشنگى عقل آدمى را به دريافت اين كه چرا فلان پديده در جريان خود آن راه معين را انتخاب مىكند ، نه راه ديگر را ، به خوبى در مىيابد . شارل ريشه : - نقص حواس ما بقدرى است كه حقيقت وجود از آنها فرار مىكند . . . اگر از معارف يك بربرى و يا يك كشاورز مصرى و يا دهاتى روسى در بارهء قواى طبيعت بپرسيم ، خواهيم ديد كه به مقدار يك دهم نوشته هاى ابتدايى هم نمىدانند و براى من واضح است كه دانشمندان اين عصر در مقابل دانشمندان قرون آينده ، مانند يك دهاتى در مقابل استاد دانشگاه فرانسه خواهد بود . » ( 2 ) درست دقت كنيد ، مىگويد : حقيقت وجود از حواس ما فرار مىكند ، آيا فرار حقيقت وجود را از حواس ما به چيزى جز به اين معنا مىتوان تفسير كرد كه پديده هاى جاريه را مىبينيم ، ولى نمىدانيم چرا در آن جريان بالخصوص قرار گرفته است ؟ آيا اگر هم معناى ديگرى مانند يكى از بازيگرىهاى چهارگانه منظور ريشه بوده باشد ، باز
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 414
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٤
هامش
( 1 ) قصه الفلسفة الحديثة ، ص 272 . .
( 2 ) پديده هاى روانى ، شارل ريشه ، نقل از على اطلال مذهب المادى ، ج 1 ، ص 130 و 131 . .