عالم را مانند خود مىدانى . وقتى كه تو بگردى و سرت به دوران بيفتد ، ديده گان تو خانه را در حال گشتن مىبيند و اگر در دريا بكشتى سوار شدهاى وقتى كه بساحل مىنگرى مىبينى كه ساحل در حال حركت است . اگر تو به جهت حوادث ناگوار تنگدل باشى تمام فضاى دنيا را تنگ و تاريك خواهى ديد . و اگر بكام دوستان خوشحال باشى . همين جهان براى تو بوستان خندان خواهد بود .
بسا كسانى كه به شام و عراق مىروند . جز كفر و نفاق نمىبينند ، بعضى ديگر به هند و هرات مىروند ، تنها خريد و فروش مىبينند . گروه ديگرى به تركستان و چين مىروند ، جز مكر و كمين گيرى از آن دو مملكت چيز ديگرى را مشاهده نمىكنند .
اى يار رشيد من ، هر كس كه چيزى را مىجويد هر كجا كه رود جز همان موضوع جستجويش چيز ديگرى سراغ نمىگيرد كسى كه براى درك خود جز رنگ و بو چيز ديگرى نمىخواهد ، بگو بهر جا كه مىخواهد برود ، جز همان رنگ و بو چيز ديگرى را درك نخواهد كرد . همهء ما اين پديدهء روشن را مىدانيم كه -
گاو در بغداد آيد ناگهان
بگذرد از اين سران تا آن سران
از همه عيش و خوشىها و مزه
او نبيند غير قشر خربزه
كه بود افتاده در ره يا حشيش
لايق سيرى گاوى يا خريش
اشخاص گاو صفت هم در اين زندگانى مانند پارهاى گوشت كه به ميخ زده باشند ، وابسته اسباب طبيعت بوده و جانشان به كمال توفيق نمىيابد .
آن فضاى بىكران شكاف و ما فوق اسباب و علل همان ارض الله واسعه است كه خدا خبر داده است .
با گام گذاشتن به آن فضا است كه -
هر زمان مبدل شود چون نفس جان
نو به نو بيند جهانى در عيان
و بالعكس -
گر بود فردوس و انهار بهشت
چون فسرده ى يك صفت شد گشت زشت