تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
حماقت چيست ؟ و حماقت هر حقيقتى را ناديده مىگيرد . آن پشيمانى كه پيش آمده بود ، به علت شكنجه‌اى بود كه وجودش را فرا گرفته نه بانگيزگى عقل . هنگامى كه رنج و شكنجه از بين رفت و به حال عادى خود برگشت ، پشيمانى نيز از بين مىرود . اين گونه توبه و پشيمانى به خاك هم نمىارزد . آن پشيمانى بار خود را از ظلمت اندوه بسته بود ، وقتى روشنايى شادى از پنجره روى نمايد پشيمانى هم از در بيرون مىرود . اين است آن مثلى كه عرب مىگويد « سخن شبانگاهى را روز از بين مىبرد » وقتى كه شادى رسيد ، ظلمت غم بيرون مىرود و نتايج و معلولات خود را هم با خويشتن مىبرد -
مىكند او توبه و پير خرد بانگ لو ردوا لعادوا مىزند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390 | محمد تقي جعفري