( ( 2179 ) ) از عدم چون عقل زيبا رو نمود
خلعتش داد و هزاران عز فزود
عقل چون از عالم غيبى گشاد
رفعت افزود و هزاران نام داد
( ( 2180 ) ) كمترين ز ان نامهاى خوش نفس
اين كه نبود هيچ او محتاج كس
( ( 2181 ) ) گر به صورت وانمايد عقل رو
تيره باشد روز پيش نور او
( ( 2182 ) ) ور مثالى احمقى پيدا شود
ظلمت شب پيش او روشن بود
( ( 2183 ) ) كاو ز شب مظلمتر و تارىتر است
ليك خفاش شقى مظلم خر است
( ( 2184 ) ) اندك اندك خوى كن با نور روز
ور نه خفاشى بمانى بىفروز
( ( 2185 ) ) عاشق هر جا شكال و مشكلى است
دشمن هر جا چراغ مُقبلى است
( ( 2186 ) ) ظلمت اشكال ز ان جويد دلش
تا كه افزونتر نمايد حاصلش
( ( 2187 ) ) تا تو را مشغول آن مشكل كند
وز نهاد زشت خود غافل كند
( ( 2174 ) ) ما كه باطن بين جمله كشوريم
دل ببينيم و به ظاهر ننگريم
( ( 2175 ) ) قاضيانى كه به ظاهر مىتنند
حكم بر اشكال ظاهر مىكنند
آيا قضاوت مطابق واقعيات امكان پذير است ؟ و آيا موضوعى را كه جلال الدين در بارهء پيامبر مطرح كرده است با قضاوت قاضيان قابل مقايسه مىباشد ؟
پاسخ هر دو سؤال به طور قطع منفى است . اما اين كه قضاوت مطابق واقعيات امكان پذير نيست ، دليلش اين است كه قاضى نهايت مزيتى را كه دارد اين است كه علمى به دست آورده و به قوانين مطلع گشته و عدالت را هم كه شرط قضاوت است ، حيازت نموده است ، اين مزيت محدوديت انديشهء او را مرتفع نمىسازد و اشتباه و خطاى او را هم منتفى نمىكند ، او بشر رشد يافته ايست در قلمرو معين و به هيچ وجه از جهل و اشتباه معصوم نخواهد بود و به همين جهت است كه در تمام تاريخ ملل مقامات قضايى هرگز وصول به واقعيات را متعهد نشدهاند بلكه آن چه را كه به عهده گرفتهاند ، نهايت