كوشش براى درك واقعيات در پيرامون مورد داورى مىباشد .
در دين مقدس اسلام هم اين كوشش و تلاش مورد دستور قرار گرفته است نه وصول قاضى به واقعيات كه در موارد زيادى امكان پذير نيست لذا كارهاى آن مرد صالح « خضر عليه السلام » براى حضرت موسى شگفت انگيز مىنمود ، با اين كه موضوعات مورد عمل خضر به قضاوت مربوط نبود ، ولى بيرون آوردن واقعيات از پشت پردهء جريانات عادى بود كه مخالف شرع موسى مىنمود ، مانند سوراخ كردن كشتى و كشتن طفل بىگناه .
اما سؤال دوم از آن جهت جوابش منفى است كه پيامبر در بارهء آن مرد هذلى كه به عنوان امير لشكر انتخابش كرده بود از روى قضاوت نبوده بلكه از مقوله نصب يك شخص به منصب لايق بود كه با بينايى پشت پردهاى انجام مىداد . و اين مسئله مربوط به قضاوت و فعاليت قانونى قضاوت نيست .
و اما توبيخ قضاوت به جهت ناتوانى آنان از وصول به واقعيات ، در صورتى كه شرايط قضاوت وجود داشته باشد كاملًا بىمورد بوده و در صورت اشتباه قاضى ، حكومت و بيت المال جبران اشتباهش را به عهده مىگيرد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 364
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٦٤