تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
را رها كند و در صدد زنده كردن آن بر نيايد و در بيرون مشغول به رفو كردن استخوانهاى پوسيده مشكلاتى شود كه تا انسان با اين ساختمان مغزى وجود دارد و تا جهان هستى به همين وضعش ادامه بدهد آن مشكلات فكرى نيز وجود خواهد داشت اين بشر كه تاريخش ، هم خنده آور است و هم گريه آور و هم هيچ يك صحنهء نمايش عجيبى است ، اغلب بازيگران اين نمايش نامه را اشخاصى تشكيل مىدهند كه به جاى اين كه واقعيات را جستجو كرده و هر يك به اندازه و سرمايه‌اى كه دارد واقعيت دريافت شده را وارد آن صحنه نمايند ، يا به زد و خورد حيوانى مشغولند و يا به كشمكش فكرى و شطرنج بازى انديشه به جاى اين كه با وجدان سليم و انديشهء خدا دادى به سراغ بررسى واقعيات بروند ، بسراغ تفالهء انديشه هاى ديگران رفته مىخواهند با صرف انرژىهاى كلان مغز با صد اعتراض و اشكال و نقض و ابرام او را از پاى در آورند و بمردم نشان بدهند كه انديشهء من تابناكتر از انديشهء او مىباشد ، حتى بسراغ محصولات عالى انديشهء ديگران رفته ، براى شطرنج بازى فكرى يا خود خواهى ، همان محصولات را كه ممكن است بسيار مفيد بوده باشند . به شكل معما و نادرات در آورده شروع به كشتى گيرى فكرى نمايند از طرف ديگر همواره فضاى فرهنگ بشرى مانند آشپز خانه بخارها و دودهايى دارد كه در هنگام تهيه مواد غذايى شايسته بالا مىرود و فضاى آشپز خانه را آلوده مىكند ، اشخاص خود نما كه دشمنان سر سخت جان خويشند بجاى استفاده از آن مواد غذايى يا بجاى كوشش در راه تهيهء مواد غذايى ديگر تنها به آن فضاى بخار آلود و دود آلود مىنگرند و تنفس خودشان را مختل ، ديده گان شان را كور مىكنند و مىگويند : ما در اين آشپز خانه چيزى جز عوامل اختلال تنفس و بينايى چيزى نمىبينيم « بگذار تا بميرد با درد خود پرستى » .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 366 | محمد تقي جعفري