تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

بيان سبب فصاحت و بسيار گويى آن فضول به خدمت رسول

( ( 2154 ) ) پرتو مستى بىحدّ نبى چون بزد هم مست و خوش گشت آن غبى ( ( 2155 ) ) لاجرم بسيار گو شد از نشاط مست ادب بگذاشت آمد در خباط ( ( 2156 ) ) نى همه جا بىخودى شر مىكند بىادب را بىادبتر مىكند ( ( 2157 ) ) گر بود عاقل نكوفر مىشود ور بود بد خوى بدتر مىشود بر لبيب آيد لباب آن كاس او و از غبى كم گردد استيناس او بىخود از مىبا ادب گردد تمام با خود از مىبىادب گردد مدام ( ( 2158 ) ) ليك اغلب چون بدند و ناپسند بر همه مىرا محرّم كرده اند ( ( 2159 ) ) حكم غالب راست چون اغلب بدند تيغ را از دست ره زن بستدند بىخود از مىبا ادب گردد تمام با خود از مىبىادب گردد مدام ( ( 2158 ) ) ليك اغلب چون بدند و ناپسند بر همه مىرا محرّم كرده اند

آيا حرمت مىگسارى تنها براى نابخردان بوده است و چون اغلب مردم نابخرداند ، لذا بنا به قاعدهء « حكم مطابق اغلب وضع مىشود » براى عموم مردم حرام شده است ؟

اين مطلبى است كه امروزه هم بعضىها مىگويند و متوجه نيستند كه آن مضار فيزيولوژيكى كه الكل در سلولهاى مغزى و اعصاب و كبد وارد مىآورد ، در نتيجه مىگسار هر كس باشد در عقل و ساير فعاليتهاى روانى او تأثير مىگذارد . يكى از دوستان مورد اطمينان و اهل مطالعه مىگفت : در يكى از مجلات روان پزشكى آلمان نوشته بود ، در هر مىگسارى معمولى مقدار 2000 سلول مغزى يا مىميرد و يا پژمرده و از كار مىافتد . خداوند متعال مىفرمايد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 359 | محمد تقي جعفري