تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

با اين مثل گمراه نمىكند مگر تبه كاران را ) . « لَقَدْ خَلَقْنَا اَلإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ . إِلَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ 95 : 4 - 6 » ( 1 ) ( ما انسان را در بهترين نظم آفريديم ، سپس او را به پست پستى برگردانديم ، مگر كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، براى آنان پاداش بدون منتى وجود دارد . )

تفسير ابيات

رها كن آن انسان را كه جنبهء حيوانيش را بر فرشتگى خود پيروز ساخت زيرا او به پستترين پستىها سقوط نموده و از حوزهء انسانى غروب كرد ، رهايش كن چنان كه ابراهيم اجسام غروب كننده را ترك كرد ، زيرا آن پليد استعداد تكاپو و تبديل حيوانيت به انسانيت را با اختيار خود از دست داد . بدان جهت كه حيوان چون محروم از استعداد تحول و تكامل است معذور مىباشد ، موقعى كه انسان آن استعداد انسانى خود را از دست داد ، در حقيقت مانند اين است كه ساختمان وجودى خودش را از دست داده است ، نگاهش بجهان عوض مىشود و دريافتهايش تغيير مىپذيرد و نتايج ارتباطش با تمام اجزاء هستى دگرگون مىگردد . اگر در دوران انسانيت عذايى مىخورد و استعدادهاى انسانيش را تقويت مىكرد ، پس از بين رفتن آن نيروهاى الهى همان غذاها در درونش به مغز خر مبدل مىگردد . اگر ميوهء گياه بلادر را بخورد ، افيونى مىشود كه او را بىحس مىسازد و بر سستى و حماقتش مىافزاد . باقى مىماند يك قسم از انسان كه در تكاپوى رو بكمال است نيم او از حيوان و نيم ديگرش داراى حيات رو به رشد و كمال مىباشد .
هامش
( 1 ) سوره التين ، آيهء 64 و 65 . .