تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
اگر جزء عقلانيش پيروز شود از فرشتگان هم بالاتر رود ، زيرا - براى خنثى كردن جزء حيوانيش كوشش و تقلا نموده و با اختيار خود رهسپار عالم عقل گشته است . اگر بر عكس ، شهوتش پيروز شود از چار پايان هم پستتر خواهد بود ، زيرا اين انسان با داشتن جزء عقلانى به پستى گراييده است . آن دو نوع پايين ( حيوان ) و بالا ( فرشته ) از جنگ و پيكار درونى در امانند ، ولى آن دو جزء مخالف هميشه در درون آدمى مشغول رزم آورى و ستيزه مىباشند . خود نوع بشرى هم اگر چه در شكل و صورت به يكديگر شباهت دارند ، ولى بر سه قسم مانند سه امت جداگانه تقسيم شده‌اند : گروهى مستغرق جلال و جمال ابدى گشته ، مانند عيسى عليه السلام در گروه فرشتگان وارد شده‌اند . اينان شكل و نقش آدمى دارند ، ولى در معنى مانند جبرئيل از خشم و هوى و قال و قيل رها شده‌اند . آنان از رياضت و زهد و مجاهده بيرون آمده وضعى به خود گرفته‌اند كه گويى از سنخ آدمى زاد نيستند . گروه ديگر ملحق به حيواناتند آنان خشم محض و شهوت مطلق گشته و آن اوصاف جبرئيلى را كه در نهاد خود داشتند ، از دست داده‌اند ، زيرا خانهء درونى شان تنگ بود و آن صفت جبرئيلى سترگ . هنگامى كه جان آدمى رفت ، او مرده‌اى است و موقعى كه وصف جبرئيلى از جان آدمى وداع كرد ، ديگر نمىتوان او را انسان ناميد ، بلكه حيوانى است به شكل آدمى زاد . وقتى كه انسان بهواى زاغان دنبال زاغ برود ماهيت انسانيش را از دست داده و به زاغ تبديل مىگردد ، ديگر جان او را نمىتوان جان انسانى ناميد زيرا مبدل به جسم جامد گشته است ، زيرا جانى كه آن وصف فرشته يى را ندارد ، پست و ساقط
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 222 | محمد تقي جعفري