تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
( ( 1551 ) ) سر نگون خود را ز اشتر در فكند گفت سوزيدم ز غم تا چند چند ( ( 1552 ) ) تنگ شد بر وى بيابان فراخ خويشتن افكند اندر سنگلاخ ( ( 1553 ) ) آن چنان افكند خود را سخت زير كه مخلخل گشت جسم آن دلير ( ( 1554 ) ) چون چنان افكند خود را سوى پست از قضا آن لحظه پايش هم شكست ( ( 1555 ) ) پاى را بر بست و گفتا گو شوم ( 1 ) در خم چوگانش غلطان مىروم ( ( 1556 ) ) زين كند نفرين حكيم خوش دهن بر سوارى كاو فرو نايد ز تن ( ( 1557 ) ) عشق مولى كى كم از ليلى شود گوى گشتن بهر او اولى بود ( ( 1558 ) ) گوى شو مىگرد بر پهلوى صدق غلط غلطان در خم چوگان عشق ( ( 1560 ) ) كاين چنين سيريست مستثنى ز جنس كان فزود از اجتهاد جن و انس ( ( 1561 ) ) اين چنين جذبيست نى هر جذب عام كه نهادش فضل احمد و السلام

آيه

« وَاُتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ اَلَّذِي آتَيْناه آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَه اَلشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ اَلْغاوِينَ . وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناه بِها وَلكِنَّه أَخْلَدَ إِلَى اَلأَرْضِ وَاِتَّبَعَ هَواه 7 : 175 - 176 . . . » ( 2 ) ( براى آنان خبر آن كس را ( بلعم باعور ) بخوان كه از آيات خود به او داديم و او از آيات روىگردان شد و شيطان دنبالش افتاد و از گمراهان بود ، اگر ما مىخواستيم به وسيلهء آن آيات او را بالا مىبرديم ، ولى او خود را به زمين چسباند و خود را براى هميشه در روى زمين تثبيت كرده و از هوايش پيروى نمود .

هامش
( 1 ) گو مخفف گوى . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 175 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 227 | محمد تقي جعفري