تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

تفسير آيه و اما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً و قوله يضل به كثيراً و يهدى به كثيراً

( ( 1526 ) ) لاجرم اسفل بود از سافلين ترك او كن لا احب الآفلين ( ( 1527 ) ) ز ان كه استعداد تبديل و نبرد بودش ، از پستيش آن را فوت كرد ( ( 1528 ) ) باز حيوان چو استعداد نيست عذر او اندر بهيمى روشنى است ( ( 1529 ) ) زو چو استعداد شد كان رهبر است هر غذايى كاو خورد مغز خر است ( ( 1530 ) ) گر بلادر خورد او افيون شود ( 1 ) سكنه و بىعقلىاش افزون شود ( ( 1531 ) ) ماند يك قسم دگر در اجتهاد نيم حيوان نيم حىّ با رشاد

آيه

« وَأَمَّا اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَماتُوا وَهُمْ كافِرُونَ 9 : 125 » ( 2 ) ( و اما كسانى كه در دلهاى آنان بيمارى وجود داشت ، آيات قرآنى پليدى بر پليديهايشان افزود و در حالى كه كافر بودند از اين دنيا رخت بر بستند ) « وَأَمَّا اَلَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ الله بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِه كَثِيراً وَيَهْدِي بِه كَثِيراً وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا اَلْفاسِقِينَ 2 : 26 » ( 3 ) ( و اما آنان كه كفر ورزيده‌اند مىگويند از اين مثل مقصود خدا چيست كه گروه زيادى را گمراه و گروه زياد ديگرى را هدايت مىكند ( به آنان بگو ) خداوند

هامش
( 1 ) بلادر گياهى از تيرهء سماقيان كه غالباً به صورت درختچه مىباشد ، اصل اين گياه از آمريكاى مركزى است . برگهايش متناوب و ساده و كامل است . گلهايش به شكل خوشه در انتهاى ساقه قرار دارند ، ميوه اش فندقه و لوبيايى شكل كه دم ميوه اش محتوى مواد ذخيره‌اى است . فرهنگ فارسى ، معين ج 1 ص 562 . .
( 2 ) سوره التوبة ، آيهء 125 . .
( 3 ) سوره البقرة ، آيهء 26 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 224 | محمد تقي جعفري