تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
گسترش رابطهء انسان با طبيعت و تسخير مقدار فراوانى از عوامل طبيعت در راه زندگى و خواسته هاى آن و پيش رفت متنوع انسانى در قلمروهاى گوناگون مىتواند اين حقيقت را اثبات نمايد كه مزاياى وجودى انسان از جهات زيادى با عظمتتر از ساير حيوانات است . اما اين حقيقت دليل آن نمىشود كه ما روان حيوانى را آن طور تلقى كنيم كه حقايق را وارونه تلقى مىكند ، مثلًا آب را خاك مىبيند ، علف را سنگ مىپندارد بلكه مىتوانيم بگوييم محدوديت درك و مشاعر حيوانات ، آنها را با واقعيات با روابط محدودتر از ما روبه رو مىسازد . به عبارت ديگر روح حيوانى خواب آلود نيست ، بلكه بيداريش با بيدارى ما متفاوت است .

تفسير ابيات

در يكى از احاديث چنين آمده است كه خداوند بزرگ مخلوقات اين جهان را بر سه نوع آفريده است : نوع يكم - سر تا پا عقل و علم است ، اين نوع همان گروه فرشتگان است كه جز عبادت خداوند كار ديگرى ندارند . در ذات فرشتگان عنصر هوى و هوس وجود ندارد . آنان نور مطلق و حياتشان با عشق الهى در هم آميخته است . نوع دوم - به كلى محروم از دانش بوده و جز علف و طويله چيزى را نمىشناسد اين نوع نه از شقاوت خبرى دارد و نه شرف براى آن مطرح است . نوع سوم - آدمى زاد است كه بشر ناميده شده از دو جزء مركب است جزئى از فرشته ، جزء ديگر از حيوان . با آن جزء حيوانيش همواره گرايش به پستى دارد ، و با جزء فرشته‌اى هم دائماً رو به عالم اعلاست .
تا كدامين غالب آيد در نبرد زين دوگانه تا كدامين برد نرد