دم بر مىبندم و سخنى نمىگويم . ما تا كنون پوست و قالب سخن را گفتيم و مغز در ميان آن پوشيده بود ، اگر فرصت اجازه دهد اين سخن را بار ديگر آشكار خواهيم كرد . اى خداى بزرگ :
گر خطايى آمد از ما در وجود
چشم مىداريم در عفو اى ودود
آن گاه عاشق به معشوق خود مىگويد : من تو را امتحان كردم ، معذورم بدار ، زيرا از كار خود بسى شرمسارم .