تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
رواياتى كه در اين شرط ازدواج وارد شده است ، از نظر مضمون متواتر است شيخ حر عاملى در كتاب وسايل الشيعة جلد هفتم در باب 27 در حدود يازده روايت و در باب 28 در حدود هفت روايت موضوع هماهنگى در ايمان را گوشزد نموده است ، در باب 30 يك روايت در جلوگيرى از ازدواج با مردانى كه حالت مخنثى دارند وارد شده است . از مجموع روايات وارده شرط اساسى ازدواج از نظر روانى هماهنگى ايمانى است و شرط ديگر موضوع اخلاق انسانى . فلسفه ى اين حكم عظمت بىچون و چرايى است كه در وحدت هدف زندگى وجود دارد كه مىتواند پس از ملاحظهء شرايط اوليهء ازدواج مرد و زن ، آن دو را با يكديگر هماهنگ بسازد .

تفسير ابيات

همين كه زن ديد شوهرش وارد شد ، فورا چادر زنانهء خود را بر آن مرد اجنبى انداخت و او را به صورت زن در آورد و سپس در را باز كرد . درويش موقعى كه آن چادر پوش را ديد ، از روى تعجب پرسيد اين شخص كيست ؟ من تا كنون او را نديده بودم زن پاسخ داد اين بانويى است با شخصيت و يكى از اعيان اين شهر و داراى مال و اقبال است . درويش گفت بسيار خوب ، حالا چه خدمتى از من بر مىآيد ، بگو تا بدون توقع سپاس و منت بجاى بياورم ؟ زن گفت اين خاتون كه زنى نيكو است ميل دارد با ما پيوستگى داشته باشد . او پسرى دارد كه در خوبى و زيركى و كسب و تجارت نظيرى در شهر ندارد . آمده بود كه دختر ما را به بيند ، اتفاقا موقعى آمده است كه دختر ما به مكتب رفته است . اين خاتون بما محبت زيادى دارد مىگويد دختر شما هر چه باشد ، آرد يا سپوس ، من او را عروس خود خواهم كرد . درويش مىگويد ما نمىتوانيم با اين خاتون وصلت كنيم ، زيرا ما فقير و بىمال
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 358 | محمد تقي جعفري