تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
خجلت و رو پوشى در اين نقطهء عطف تاريخ بايستند و به اشتباهات گذشتگان و معاصر اعتراف نمايند و موضوع هدف و ايده آل زندگى بشرى را تصفيه و تثبيت نمايند و انگاه پديدهء ازدواج را كه حياتىترين مسئله انسانها است با آن هدف و ايده آل تحكيم و تثبيت نمايند و نگذارند دروازه ورود انسانها به صحنه ى زندگى اين اندازه دستخوش هوى و هوس پست تر از حيوانات قرار بگيرد . آيا بس نيست ؟ آيا نمىخواهيد بگذاريد حد اقل ما چند عدد اصل براى حيات انسانها در دست داشته باشيم ؟ آيا شرم آور نيست كه موقعى كه يك فرد به صورت فرد ديگر سيلى مىنوازد فورا مقامات انتظامى و قضايى و قانونى به جنب و جوش مىافتند و با فعاليتهاى مربوطه مجرم را بپاى محاكمه مىكشند و زنندهء سيلى را به كيفر خود مىرسانند . در صورتى كه اگر زننده بگويد اين چه داد و بىداد است - من به صورت انسان سيلى نزده‌ام ، بلكه اسپرماتوزوييد و اوول بزرگ شده را كه از دروازهء غير قانونى به قلمرو حيات وارد شده است ، زده‌ام و لذتى برده‌ام ، چنان كه پدر و مادرش هم او را بخاطر لذت خود ، به وجود آورده بودند ؟ ممكن است اين گفتار امروز موجب خنده و تعجب بعضى از افراد ساده لوح بشود اما كمى صبر كنيد ، تا فردا از راه آينده فرا رسد و اين گفتار را براى شما توضيح بدهد بلكه مىتوانيم بگوييم احتياجى به آمدن فردا هم نيست ، فقط كافى است كه از حيوانات انسان نما خواهش كنيد يا با مهارت درون شناسى با درون آنان روبه رو شويد ، خواهيد ديد كه ما چه مىگوييم . به عقيدهء ما بشر يك ميليون اشتباه ندارد ، بلكه تنها و تنها يك اشتباه مرتكب شده است و آن اين است كه هدف و ايده آل زندگى خود را نمىداند . ميليونها خانواده ها متلاشى مىشود ، ميليونها حقوق مرد يا زن در موضوع ازدواج پاى مال مىگردد ، بيگانگى از خود و ديگران شعار مخصوص قرن فضا مىشود