3 - هماهنگى در هدف و ايده آل زندگى
هيچ راهى براى به دست آوردن هماهنگى كامل ميان مرد و زن در مسئله زناشويى جز هماهنگى در هدف و ايده آل زندگى تا كنون ديده نشده است درست است كه محبت و عشق مىتواند از عهدهء ايجاد هماهنگى بر آيد ، ولى بايد در نظر گرفت كه :
1 - عشقهاى طبيعى و به اصطلاح مجازى همواره تابع علتى است كه آن را به وجود آورده است و علت عشقهاى طبيعى از قبيل زيبايىهاى صورى و حركات اخلاقى بىاصل و ريشه است كه همواره دير يا زود در معرض فنا و دگرگونيها است .
مگر نمىبينيم كه عشقهاى طبيعى به قول بالزاك تا حد درشكه هاى كرايهاى تنزل مىيابد و از اين طرف خيابان شروع مىشود و آن طرف خيابان تمام مىشود و از يك مجلس رقص شروع مىگردد و بامداد شب عروسى پايان مىپذيرد ؟ مگر نمىبينيم كه پس از بروز شخصيت درونى مرد يا زن عشقهاى طبيعى به كينه ها مبدل مىگردد ؟ مخصوصاً با نظر به اين كه عشقهاى طبيعى ريشه جنسى خالص دارد كه مقدارى حذف و انتخابهاى روانى به صورت عشق ، كه عقل و انديشه و احساس و عاطفهء اصيل را از كار مىاندازد ، جلوه مىكند .
بنا بر اين ، آن هماهنگى كه از عشقهاى طبيعى به وجود مىآيد ، ممكن است شبيه به گرفتن خرگوش و روباه يا شير و آهو دست يكديگر را براى عبور از رودخانهاى باشد كه به تنهايى نتوانند از آن عبور كنند .
آن هماهنگى كه به وسيله يك يا چند عدد رويداد محاسبه ناشده و غير اختيارى كه مربوط به شخصيت طرفين نيست ، به وجود بيايد ، با اولين درجات بروز شخصيت واقعى ، بلكه با بروز يك رويداد ناچيز هم از بين مىرود .
نتيجهء اين ملاحظات كه ما خود ارزشى بيش از ارزش مقدماتى مسئله به آنها قائل نيستيم ، اين است كه پيش تازان روحى و مادى جوامع انسانى هم اكنون بدون