تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
هستيم ، در صورتى كه خويشان او مالدار و با حشمت و جلالند . با اين حال .
( ( 196 ) ) كى بود اين كفو ايشان در زواج يك دراز چوب و در ديگر ز عاج كى بود هم رنگ فقر و احتشام كى بود هم جنس ياقوت و رخام
آخر مگر نمىدانى
جامه نيمى اطلس و نيمى پلاس عيب باشد نزد ارباب شناس با كبوتر باز كى شد هم نفس كى شود هم راز عنقا با مگس ؟
به تو مىگويم درست گوش كن .
( ( 197 ) ) كفو بايد هر دو جفت اندر نكاح ور نه تنگ آيد نماند ارتياح