تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
2 - مقامات قضايى اشتباهات و خطاهايى حتى اعمال غرض و مسامحه كارهايى مرتكب مىشوند آيا مىتوان گفت داد رسان مانند بول هستند كه بشر از روى بىچارگى آنها را مىپذيرد ؟

مطلب دوم

- وحشت و هراس از مفهوم قدرت به طور مطلق ، مانند وحشت و هراس از واقعيتها است كه پيرامون بشر را گرفته و به سه قسمت مفيد و مضر و بىطرف تقسيم شده است . ما مىتوانيم با تحصيل آگاهى و قدرت هر چه بيشتر ، قدرتها را بسود خويش مورد بهره بردارى قرار بدهيم ، يا حد اقل بايد بكوشيم تا فعاليت آن قدرتها را در صورت تزاحم خنثى نماييم . اين است تكليف ما در بارهء قدرتهاى طبيعى ناخود آگاه ، چه رسد به قدرتهاى انسانى خود آگاه مأمورين كه تحت سلطهء حكمفرمايان عالى مقام تر به فعاليت مىپردازند . پيش تازان قافله بشرى پيش از اعطاى قدرت بيك فرد يا بيك گروه ، بايستى آنان را با قدرت وجدانى و عقلانى شايسته مجهز بسازند ، تا به وسيلهء قدرت طبيعى اجراى مأموريت انسانى را به هجوم گرگ به ميش مبدل نسازند ، شما انسانها مادامى كه در توزيع و اعطاى قدرتها هيچ محاسبه‌اى نمىكنيد و قدرت عقل و وجدان را ناديده مىگيريد ، هم قانون گذارانتان و هم خود قوانين و هم مقامات قضايى تان و هم اجرائياتتان همه و همه به قول جلال الدين چمين ( بول ) هايى هستند كه زندگى محكوم بقوانين طبيعى درنده مانند جهاز هاضمه كه بول را دفع خواهد كرد ، بشر را بپذيرش اجبارى آنها وادار خواهد ساخت . شما همچنان كه شمشير و گيوتين و چوبهء دار و شلاق و ديوارهاى زندان را مخاطب نمىسازيد ، زور بازوى مأموران اجرا را هم مورد خطاب قرار ندهيد ، گلايه و توبيخ شما نبايد متوجه قدرت عضلانى و هشيارىهاى مأمور انتظامى بوده باشد .