جلال الدين قراطاى و تاج الدين معتز و صاحب شمس الدين اصفهانى و معين الدين پروانه ، علاقه و ارادت كامل به جلال الدين مولوى داشتهاند ، ( 1 ) با اين حال جلال الدين چنان كه در ابيات مربوط به « باب صغير ساختن موسى عليه السلام در قدس » و در ابيات مورد تحليل ، با شديدترين وجه به امرا و سلاطين در ( باب صغير ) و به مأموران اجرايى در ( ابيات مورد نقد و تحليل ) هجوم مىكند و با تندى صحبت مىدارد . بهر حال آن چه كه مربوط به ابيات مورد تحليل است ، موضوع مأمورين اجراى كيفرها و گروه هاى مربوط به آنان است . مطلبى را كه جلال الدين در دو بيت مورد نقد و تحليل گفته است ، اگر بتوانيم بان مأموران تطبيق كنيم كه به بهانه ى اجراى انتظامات و اجراى كيفرها ، مزاحم مردم بوده و ناتوانان را پاى مال مىكنند و با اغراض شخصى تبهكارانه ى خود در صدد اشباع تمايلات حيوانى و هوى و هوسش مىباشند . مسلماً چنين اشخاص و گروه ها در ضلالت بوده و نيستى شان از هستى شان بهتر ، بلكه بايستى از جوامع نابود شوند ، بيت دوم كه مىگويد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 334
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٤
( ( 119 ) ) چاره نبود هم جهان را از چمين
ليك نبود آن چمين ماء معين
به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا چمين ( بول ) بدان جهت كه بول است هرگز مطلوبيت ضرورى ندارد و از آن جهت كه حيوان و انسان به طور طبيعى بايد بول كند ، معمولى است كه از علت منطقى به وجود آمده است .
اين علت منطقى عبارت است از تحول مايعات به وسيلهء جهاز هاضمه به مايع بول ، اين جريان كاملًا طبيعى و ضرورى و با نظر بساختمان وجودى انسان نمىتواند به زشتى و بدى موصوف شود . بلكه زشتى و بدى بول ، بدان جهت است كه پس از آن كه به صورت فضولات در آمد و با نظر به ذائقه و ساير امور مربوط به انسان كه جوياى
هامش
( 1 ) اخبار سلاجقهء روم ( مختصر سلجوق نامه ) ابن البيبى ، مقدمه به قلم محمد جواد شكور ، ص 124 . .