تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
( ( 117 ) ) چه اميدستش به رحمت جز مگر باز گردد ز ان صفت آن بىهنر ( ( 118 ) ) گر چه عالم را از ايشان چاره نيست اين سخن اندر ضلال افكندنى است ( ( 119 ) ) چاره نبود هم جهان را از چمين ليك نبود آن چمين ماء معين

آيا مجريان كيفرها تبه كارانى هستند كه وجودشان براى جوامع انسانى ضرورت دارد ؟

ما به طور دقيق نمىدانيم كه در دوران جلال الدين وضع مأموران اجرائيات چه بوده است ؟ به نظر مىرسد كه دو نوع مأمورين اجراء در آن زمان وجود داشته است : نوع يكم - مأموران ايلخانان مغولى . نوع دوم - مأمورين مربوط به سلجوقيان ، كار اين دو نوع مأمورين به جهت وجود دو قسم حكمفرمايان مغولى و سلجوقى با يكديگر متفاوت بوده است ، زيرا طبيعى است كه مأمورى كه به ايلخان تكيه دارد ، داراى استعلا و زور گويى و خشونتى بيشتر از مأمورى مىباشد ، كه از ناحيهء سلجوقيان گماشته مىشده . مىتوان علت اين تفاوت را در دو چيز ملاحظه كرد : 1 - مأموران سلجوقيان با مسلمانان هم مكتب بودند و به طور طبيعى اتحاد مسلك موجب نرمى و ملاحظات زيادى مىباشد . 2 - مأموران ايلخانى به مقامى تكيه داشتند كه پيروزمند و داراى استقلال بوده‌اند . با اين كه امراى سلجوقى از دوران علاء الدين كيقباد به پدر جلال الدين و خاندان او ارادت كامل ورزيده‌اند مخصوصاً عز الدين كيكاوس - 655 ( 643 ) و ركن الدين قلج ارسلان ( 664 - 655 ) به حضور جلال الدين مكرر رفت و آمد كرده و استمداد روحى از او داشته‌اند . همچنين با اين كه از امرا و وزرا