پاكيزه ها است ، آن بول مورد تنفر قرار مىگيرد . بنا بر اين مأمور اجرايى را نمىتوان به بول تشبيه كرد ، زيرا - دو جانبه بودن بول يك امر قطعى است ، در صورتى كه تعليم و تربيت صحيح مىتواند مأمور اجراء را به عادلترين فرد و به رادمردترين انسانها تبديل نمايد . براى توضيح اين مسئلهء با اهميت مطالبى را به طور اختصار مطرح مىكنيم :
مطلب يكم
- دو مورد ذيل را در نظر بگيريم :
1 - هيچ يك از قوانين و حقوق و الزامات جوامع بشر نمىتواند دل خواه همهء افراد در همهء حالات و شرايط باشد ، زيرا منشا اصلى همهء آنها تحقق بخشيدن به عدالت است و عدالت موجب به وجود آمدن دو قطب مثبت و منفى حق و تكليف مىباشد ، پس به طور ضرورى عدالت بيك طرف مورد علاقه و به طرف ديگر كه مكلف شده است ، مورد تمايل نيست .
آيا مىتوان گفت قوانين و حقوق و الزامات مانند بول هستند كه بشر از روى ناچارى بايد آنها را بپذيرد ؟ بلى ، بيك معنى همهء آن وسايل كه براى تنظيم زندگانى فردى و اجتماعى افراد و جوامع به وجود آمدهاند ، از ايده آلترين قانون گرفته تا يك پاسبان معمولى ، مىتواند دليل احتياج بشرى به آن وسايل در راه مقاصد زندگيش باشد ، ولى اين احتياج به تعليم و تربيت روابط اجتماعى دليل بر نقص و بىچارگى وجود او نيست ، بلكه تكامل و آماده شدن زمينه زندگى مطلوب او ، ضرورت وسايل مزبور را ايجاب مىكند ، ما با چشم خود مىبينيم كه اين وسايل بشريت را به اعتلاهاى فوق العادهاى نائل ساخته است كه حد اقلش زندگانى اجتماعى است با داشتن ميليونها خواسته ها و آگاهىهاى متضاد ، اگر چه از يك نظر هم مىتوان از منحصر شدن نتايج آن همه وسايل عالى غالبا به زندگانى اجتماعى صورى ابراز تأسف نمود .