دشمن مىنمايد ، داروى درد تو و كيمياى طلا ساز و دل جوى تست . تو آن اشياء پليد را مىبينى و در صدد بر مىآيى -
( ( 95 ) ) كه از او اندر گريزى در خلا
استعانت جويى از لطف خدا
اگر با ديدهء بيناترى بنگرى خواهى ديد .
( ( 96 ) ) در حقيقت دوستانت دشمنند
كه ز حضرت دور و مشغولت كنند
حيوانى وجود دارد كه نامش اشغر است ، هر چه ضربهء بيشتر به او وارد شود ، فربه تر مىگردد ، نفس مرد با ايمان مانند همان حيوان است كه هر چه زخم كارى تر به او وارد شود فربه تر مىگردد . بدين جهت است كه جان مردم با ايمان از ساير جانهاى آدميان محكم تر است و پيامبران الهى به همين سبب بيش از همهء مردم جهان با رنج و شكستها روبه رو مىشوند . هر اندازه كه پوست هستى تو در معرض داروها قرار بگيرد مانند پوست دباغى شدهء شهر طائف محكم تر و عالى تر مىگردد . اگر داروهاى تلخى روزگاران به پوست هستى تو ماليده نمىشد ، مىگنديد و ناخوش و ناپاك مىماند . ( 1 ) وجود آدمى هم مانند پوست است كه از علايق حيات طبيعى مانند رطوبتها كه پوست را بد و ناشايست نگه مىدارد ، زشت و سنگين و ناشايست مىباشد . اين پوست طبيعى را به حال خود رها ساز ، بلكه .
( ( 105 ) ) تلخ و تيز و مالش بسيار ده
تا شود پاك و لطيف و با فره
اگر توانايى مالش دادن را در خود نمىبينى ، بگذار خداوند با مصيبتها و رنجهايى كه به تو وارد مىسازد ، پوست ترا دباغى نمايد .
زيرا :
هامش
( 1 ) اگر مقصود جلال الدين از پاك شدن پوست با دباغى ، پاك شدن فقهى باشد ، مورد قبول همهء فقها نيست بلكه بعضى از فقها مىگويند كه پوست ميته با دباغى پاك مىشود . .