تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
( ( 107 ) ) كه بلاى دوست تطهير شماست علم او بالاى تدبير شماست
وقتى كه آدمى نتايج بلا و محبتها را كه صفاى روحى است درك كند ، تلخى آن بلاها شيرين مىشود ، چنان كه وقتى بيمار بهبودى خود را در خوردن دواهاى تلخ مىبيند ، تلخى آن دواها براى او شيرين و گوارا مىگردد ، مردان الهى در عين مات شدن در ششدر حوادث تلخى زندگى خود را برنده مىبينند و مىگويند اين زندگى چيست ؟
اقتلوني اقتلوني يا ثقات ان فى قتلى حيات فى حيات
آن مأموريت ستمكارانه براى مردم سودمند است ، اگر چه براى خود مأمور بد و ناروا و موجب طرد است . رحمت ربانى از او بريده و كين شيطانى او را در خود پيچيده است . او كارگاه خشم و كينه ورى است كه ريشهء اهل كفر و ضلالت است .