تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
( ( 4305 ) ) جو فرو بر مشك آب انديش را تا گران بينى تو مشك خويش را

مشك درون آدمى كه با انواع مختلف در بارهء آب مىانديشد ، بايد در جويبار آب زلال اهل حق و حقيقت فرو رود

ماهيت عظمت و رشد و تكامل روحى به هيچ وجه قابل لمس و مشاهده نيست ، چنان كه پستىها و رذالت روانى هم مانند ساير نمودها و اشكال طبيعى قابل تماشاگرى نمىباشد . به همين جهت است كه انتقال عظمت و رشد و تكامل از درون رهبر به درون راهرو مانند انتقال يك جسم يا پديدهء قابل مشاهده از مكانى به مكان ديگر نيست . در اين مورد مانند ساير پديده ها و فعاليتهاى روانى تنها اثر و نتيجه است كه از وقوع تحول و انقلاب روحى مىتواند خبر بدهد . از اين قاعده مطلبى را كه مىتوان استفاده كرد ، اين است كه كسانى كه در فرا گيرى معانى و حقايق ، تمام اهميت و توجهشان متمركز در مفاهيم و اشكال و كميتهاى آن معانى و حقايق بوده باشد ، امكان ندارد كه بتوانند در راهى كه به سوى حقايق پيش گرفته‌اند قدمى بردارند . بلى ممكن است بگوييم كه فرا گيرى حقايق با نظر به علاقهء واقعى بانها امكان پذير مىباشد ، ولى آن چه هدف اقصاى روح است ، آن شدنها است كه با فرا گيرى مطلق انجام نمىپذيرد . به قول جلال الدين : 1 - انسان طالب كمال بايد بهر نحوى است ، داشتن سبوى درونى را كه خواهان آب است درك كند و دريا بد . 2 - پس از آن در جستجوى جويبارى باشد كه واقعا آب حيات رشد و تكامل در آن در جريان است . 3 - نمىتواند با نگريستن از دور و تماشا و لذت بردن از آب زلال حيات آن