بيندازند و آب بياشامند ، يا با آرامش بيشتر به آشاميدن بپردازند .
دليل دروغ بودن اين گمان همانست كه جلال الدين متذكر مىشود كه : اگر سوت زدن يك عامل طبيعى و واقعى براى آب آشاميدن حيوانات بود ، چرا كودكان آنها از صداى آن سوت وحشت مىكنند و سر از آب آشاميدن بالا مىبرند و شايد هم رم كنند ؟ جلال الدين از اين مثال نتايج فوق العادهء جالب مىگيرد :
1 - چنان كه گفتيم ، اگر حيوانات در موقع آب خوردن ، حقيقتا به سوت زدن نيازمند بودند ، بچه علت كودكان حيوانات كه هنوز فطرت صاف و بىآلايش خود را از دست ندادهاند ، از سوت زدن احساس لزوم آشاميدن آب يا احساس آرامش در آن موقع نمىنمايند ؟ پس معلوم مىشود كه اثر آن سوت زدنها از عادتهاى تقليدى است كه پس از جدايى حيوانات از فطرتهاى اصلى شان در آنها به وجود مىآيد .
2 - اين همه تحريكات روحى و مادى تصنعى كه بشر بينوا از سوت زنان جوامع خود ، مىبيند و مىشنود ، نه تنها به سود او نبوده است ، بلكه او را از راه هموار طبيعت خدا دادى منحرف ساخته و به فرار از واقعيتها كه عقل و وجدان صافشان در پيش پايشان گسترده ، وادار ساخته است . -
چشم روشن را ز عينك مىفزايد تيرگى
صاف دل گمراه مىگردد ز برهان بيشتر
3 - به جاى آن كه رهبران فكرى و اجتماعى تمام كوشش خود را در راه تصفيهء جويبار حيات و انديشه هاى آدميان مبذول بدارند و بجاى آن كه تشنگى واقعى مردم را به خودشان بنمايانند و كوزه هاى ناچيز آنان را به سر چشمه ساز آب حيات فرو برند ، سوت مىزنند و با بهانهء اكثريتها و اتفاق نظرها تحريكات تصنعى خود را در هم مىآميزند و سوت زدن خود را باصداى بلندتر و با اهميت تر طنين انداز مىكنند -
( ( 4296 ) ) گفت كرّه مىشخولند اين گروه
ز اتفاق بانگشان دارم شكوه
هماهنگى صداى سوت زنان چنان شوكت و شكوهى از آنان در دل پاك فطرتان