جويبار ، سبوى درونى خود را پر كند ، بلكه مجبور است ، سبوى خالى خود را به نزديك آن جويبار بياورد و در آن فرو برد .
در اين هنگام است كه اگر نابينا هم بوده باشد و نتواند امواج آب را در جويبار و خود آب را در مشگ و سبوى خويش مشاهده كند ، سنگينى سبوى خود را احساس خواهد كرد .
تفسير ابيات
گويندهاى اين مثال را در خطاب به جوامع بشرى مىگويد : اسبى كه با كرهء خويش مشغول آشاميدن آب بودند . متصديان آن هر لحظه سوت مىزدند و مىخواستند اسبها با شنيدن صداى سوت آب بياشامند . كرهء اسب كه به طور طبيعى با مادرش آب مىآشاميد وقتى كه صداى سوت را مىشنيد سر از آب برمىداشت و رم مىكرد مادرش پرسيد فرزند عزيزم ، چرا سر از آب برمىدارى و مضطرب مىگردى و رم مىكنى ؟ كره در پاسخ مادرش مىگويد ، از اين صداى سوت كه صاحبان ما باتفاق هم بر مىآورند ، شكوه و هراس آنان دلم را مىلرزاند و مىترسم .
مادر گفت : فرزند عزيزم تا جهان وجود داشته است ، كره زمين پر از اين فضولان كار افزا بوده است ، تو سرت را پايين بينداز و كار خود را انجام ده و اعتنايى به صداى سوت آنان مكن ، زيرا آن احمقان ريش خود را بر مىكنند . سرت را پائين بينداز زيرا : -
( ( 4300 ) ) وقت تنگ و مىرود آب فراخ
پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ
جويبار حيات پر از آب حيات است ، اين آب حيات بخش را به خود جذب كن تا وجودت را بروياند و بارور سازد .
اى تشنگان غافل از آب زلال حيات ، ما از جويبار نطق اولياء الله آب حيات خضر مىآشاميم ، بياييد و طعم اين آب را بچشيد .