تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و تمدن ما را ترمز كرده است ؟ فرهنگ قوهء دراكهء مردم را زيادتر كرده و تميز چند جهتى را در ايشان افزايش بخشيده است و . . . و تقريبا كار فرهنگ همين است و مىگويم كه درست در اثر ترقى و تكامل همين قوى دراكه است كه بالاخره بشر توانسته است در خون ريزى نيز نوعى لذت پيدا كند و به اين كار ادامه بدهد . هنوز هم همينطور رفتار مىكند . آيا هيچ توجه كرده‌ايد ، كه دقيقترين مردمان خونريز و خون آشام و جانى تقريبا همه بدون استثناء از جملهء متمدنترين مردم بوده‌اند ؟ مردمى بوده‌اند كه حتى آتيلا و رازين و استنكاج ( رهبر طغيان قزاقها در سال 1671 - 1667 كه در آن 71 نفر اعدام شدند ) را با ايشان اصلا نمىتوان مقايسه كرد ، و اگر ايشان ، اين مردم مانند آتيلا ورازين معروف نشده‌اند فقط از اين جهت است ، كه زياد هستند ، همه جا پيدا مىشوند ، خيلى معمولى هستند ، كسى به آنها توجه نمىكند ، همه از ديدن ايشان خسته شده‌ايم ، و حوصله نداريم كه در جستجويشان باشيم و نشانشان كنيم . بهر تقدير بشر در سايهء تمدن نه تنها تشنه بخونتر از سابق شده است ، بلكه به صورت زشتتر و پستترى خون آشام شده است ، خيلى پستتر و نفرت انگيزتر از آن چه در سابق بود ، زيرا سابقا در خونريزيهايى كه مىكرد عدالت و حقانيت مىديد و با وجدانى آسوده هم نوعش را مىكشت ، كسى را مىكشت كه بعقيدهء وى بايستى او را بكشد ، ولى حالا با اين كه مدتهاست مىدانيم كه اين كار كارى است بسيار پست و پليد و زشت ، با وجود اين خيلى بيشتر از سابق خون خلق را مىريزيم . خوب ، كدام خونريزى بدتر است ؟ خودتان قضاوت كنيد معروف است كه كلئوپاتر ( ببخشيد از اين مثالهايى كه مربوط به عهد عتيق است ) - دوست مىداشت كه سنجاقهاى طلايى را به سينه كنيزان و نديمه هايش فرو كند ، و از صداى ضجه و شيون ايشان لذت ببرد . خواهيد گفت كه : اين كار از نظر نسبى زمانى كه بگوييم ، مربوط به عهد بربريت مىشود بحالا چه ؟ مىگويم : امروز هم در عهد بربريت زندگى مىكنيم - با در نظر گرفتن خصوصيت