فروزان ، گاهى ديگر انسان غوطه ور در نور ملكوتى ، موقعى به شكل درخت بارور . . . مىبيند ، اين از نظر كيفيت . اما از نظر كميت ، گاهى مجموعى از پيش روان را متعدد ، گاهى ديگر همهء آنان را يك واحد مىبيند .
با همهء اين شگفتىها در رو بناى قوانين شرعى و طبيعى با انسانهاى ديگر يكسان ديده مىشوند و به « دقوقى » هم در نماز اقتدا مىگفتند .
پايان قسمت دوم از دفتر سوم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 605
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٠٥