مىكند . . . و با وجود اين - ( خودتان هم مىدانيد ) كه رفيق من يك شخصى اجتماعى است و به همين دليل - اگر تنها او را مقصر بدانيم - هوم . بىانصافى كردهايم ، كار خوبى نيست .
آقايان من ، آيا مىتوانيد بگوييد : حقيقتاً براى بشر چيزى كه پر بهاتر و مصلحت آميزتر از بزرگترين منافع و مصالحش باشد وجود ندارد ؟ و يا ( بدليل اين كه منطق را گم نكنيم ) - اين طور بگوييم كه مصلحتى وجود دارد كه افضل جملهء مصالح بشرى است ، ولى در تمام قاموسهاى مصالح و منافع كه نگاه كنيم هميشه از قلم مىافتد اين مصلحتى است كه مهمتر و قوىتر و بزرگتر از كليه مصالح ديگر است . اين مصلحتى است كه بخاطر آن بشر آماده است و مىتواند به تمام مصالح و منافع مشخص و تعيين شدهء قبلى پشت پا بزند و همهء قوانين آنها را نيز به دست نسيان بسپارد و عليه تمام آنها عمل كند ، يعنى عليه عقل ، عليه احترام و آرامش و خوشبختى رفتار كند خلاصه عليه تمام اين خواص و منافع خوب و قشنگ عمل كند - فقط بخاطر حفظ اين بزرگترين و مصلحت آميزترين مصلحتهايش ، بخاطر اين مصلحتى كه براى او پر بهاتر از هر چيز است .
مىشنوم كه مىخواهيد حرفم را قطع كنيد و بگوييد : « با تمام اين احوال كه مىگويى آن مصلحت نيز مصلحتى است بين مصلحتها « اما كمى تحمل كنيد ، تا بيشتر توضيح بدهم . آن چه مىگويم مربوط بامرى واهى و خيالى نيست ، بلكه بدليلى كه اقامه مىكنم ربط دارد .
اين مصلحتى كه اسم بردم تنها به همين دليل قابل توجه است كه از سياهه ها و طبقه بندىهاى معمولى كه براى مصلحتهاى ديگر مىكنند خارج است و تمام آنها را خراب مىكند . همهء آن قواعدى كه بشر دوستها جهت غنى كردن ، يا سعادتمند كردن ما خاكيان ، وضع يا تقرير كردهاند ، همه را زير پا مىگذارد و خراب مىكند ، همهء آنها را غير ممكن مىكند .
قبل از اين كه نام اين مصلحت بخصوص را ببرم ، مىخواهم خودم را به خطر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 92
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٢