[ لذت بخش و منطقى به دست بياورد ] و رفتار مردم را طبق اين قوانين به صورت رياضى در مىآوريم و مانند جدول لگاريتم مثلًا آنها را تا 108000 حساب مىكنيم و اين صورتها و حسابها را در تقويم يا در كتابچهاى يادداشت مىكنيم ، و يا كمى بهتر و مفصلتر آن را در چند جلد كتاب خوب نقل مىكنيم و منتشر مىكنيم .
اين مجلدات چيزى مىشود مثلًا شبيه بدائره المعارف امروزى كه در آن همهء اعمال و افعال صحيح مردم را دقيقا حساب كرده ، جمع و تفريق كرده و نوشتهايم ، در آن روزگار ، ديگر در هيچ نقطهء از عالم رفتار و اعمال غير منتظره و ماجراى مختلفه و ناباب اتفاق نخواهد افتاد .
آن گاه - ( آقايان من ، اينها همه عقيدهء شماست ) - نسبتها و روابط جديد اقتصادى پيدا مىشود ، قوانين و روابطى كه آنها نيز دقيقا حساب شده ، و مانند روابط اجتماعى به صورت رياضى سنجيده شده است . با يك چشم بر هم زدن تمام سؤالات و اشكالات مردم حل مىشود و از بين مىرود . - فقط براى اين كه ما قبلًا كليهء جوابهاى لازم علمى را در قوانين و روابط پيش بينى كردهايم و حاضر داريم سپس براى مردم قصرى از بلور آماده مىشود و سپس . . . خلاصه كلام ، سپس مرغ افسانهاى هماى سعادت بپرواز در مىآيد و به بام اين كاخ بلورى مىنشيند و . . . خوب طبيعى است كه اجراى اين خيالات را نمىتوان ضمانت كرد - ( حالا ديگر خودم صحبت مىكنم ) - در آن صورت زندگانى ما بسيار خسته كننده مىشود - زيرا اگر چنان شد ، اگر همه چيزها دقيقا حساب شد سپس چه بايد بكنيم ؟ - چون به همان نسبتى كه زندگى بسيار عاقلانهاى فراهم مىشود ، ولى در اثر همين خسته كننده بودن و يكنواخت بودن آن ، چه فكرهايى كه براى مردم پيش نمىآيد ، آن سنجاقهاى طلايى كه قبلًا گفتم نيز بدليل همين خسته كننده بودن ، و يكنواخت بودن زندگى در سينهء كنيزكان كلئوپاتر فرومىرفت و الا علت ديگرى نداشت ، خوب ، بهتر است كه از آن جا صحبت نكنيم ، و از همه پليدتر و نفرت انگيزتر اين است كه پس از فرو كردن سنجاقها
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 96
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٦