تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اين واقعيات نشان مىدهد كه مخصوصاً لجاجت و خود رايى براى اين مردم مطبوعتر از مصالح فردى ايشان بوده است . . . مصالح فردى مصالح فردى يعنى چه ، آيا مىتوانيد و مىخواهيد تقبل كرده و توضيح بدهيد و كاملا واضح و مشخص كنيد كه اين مصالح فردى مردم كه مىگوييد : يعنى چه ، در كجاست ؟ و چگونه است ؟ فرض كنيد يك وقت چنين پيش آيد كه مردم به بدترها بيشتر رغبت كنند تا به خوبترها و بهترها ، حتى به آن گونه خوبترهايى كه منافعشان را در بر دارد و مصلحت ايشان در پذيرفتن آن است توجه نكنند و آن را نخواهند ، مصالحى كه واقعا دارند نخواهند ؟ آن وقت چه ؟ در صورتى كه فقط يك بار امكان تحقق يافتن چنين فرضى پيش آيد ، در آن صورت فورا اين قانونى كه گفتيد از بين مىرود و پوچ و بىمعنى مىشود ( قانونى كه بشر هميشه در جستجوى مصالح و منافع فردى خود مىباشد ) . خوب ، آقايان من چه عقيده داريد ، مىتواند چنين صورتى وجود داشته باشد ؟ يا نه ؟ مىخنديد بخنديد باكى نيست ، فقط خواهش مىكنم جواب مرا بدهيد : آيا اين مصالح و منافع مردم مسجلا و قطعا مشخص شده است ، و همهء آن را فهرست بندى كرده‌اند ؟ آيا نوعى از اين مصالح وجود ندارد ، كه هنوز قطعا طبقه بندى و صورت بندى نشده باشد ؟ آيا عده‌اى از اينها نيست ، كه اصلا غير قابل تقسيم و طبقه بندى و تعيين دقيق باشد ؟ آقايان من ، تا آن جا كه من مىدانم ، شما كليهء اين فهرست مصالح و منافع آدميان ، و جمع متوسط و نسبى آنها را از اعداد ، و احصائيه ها و فرمولهاى علمى و عملى استخراج فرموده‌ايد و نه از جاى ديگر . منافعى كه شما نام مىبريد مثلًا از اين قبيل است : خوشبختى ، ثروت ، آزادى ، آرامش ، و غيره و غيره ، و بالفرض اگر يك نفر دانسته و آشكار ، بر خلاف اين فهرست شما عمل كند و در جستجوى چيزى ديگر برود ، بعقيدهء شما ، خوب بله ، و بديهى است به عقيدهء من نيز ، يك نفر شخص مجهول العقل ، گيج و يا يك ديوانهء تمام عيار است ، اين طور نيست ؟