تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

يك ذرهء لازم براى تكميل مجموع موزون جهانى است و براى افزايش يا كسرى يا تضادى يا چيز ديگرى به كار مىرود ، چنانچه فدا شدن ميليونها افراد بشر براى تأمين بقاى عالم ضرورى است بدون اين فدا كارى دنيا قابل دوام نخواهد بود ( گو اين كه اين فكر به خودى خود فكر ظالمانه‌اى است ) ولى چه بايد كرد ؟ من عقيده دارم هر گاه افراد بشر اينسان به جان يكديگر نيفتاده و يكديگر را نمىخوردند ، ساختن دنيا امرى محال بود و من از اين ساختمان چيزى درك نمىكردم اما در عوض نكته ديگرى را با اطمينان هر چه تمامتر مىدانم : در صورتى كه به من وجدانى اعطاء شده است تا دريابم » هستم « به من چه كه بناى دنيا غلط نهاده شده است يا اين كه بهتر بود طور ديگرى به وجود آيد ؟ بنا بر اين چه كسى مرا محاكمه خواهد كرد و محاكمهء من بر چه اصلى صورت خواهد گرفت ؟ شما هر چه مىخواهيد بگوييد ، ولى من عقيده دارم كه چنين محاكمه‌اى ظالمانه و غير قابل تصور خواهد بود . ( 1 ) اين نامه مظهر احترام عميق من نسبت بشما بود كه در يكى از دشوارترين لحظات زندگيم از ته قلبم تراوش نموده بود . . . در آن دقايق شما هم چون نورى در قلب تاريك من تابيدن گرفتيد . . . من . . . » ( 2 ) اين كه مىگويند هر بار خدا بخواهد كسى را مجازات كند ، نخست عقلش را از او مىگيرد حق دارند . ( 3 ) بدون شبهه او بشما پاسخ خواهد داد كه شخصيت بزرگتر و پاكتر را ترجيح مىدهد ، زيرا سرانجام پيروزى با زهد و تقوى و پاكى است . ( 4 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 37 - 36 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 68 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 89 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 104 . .