به نظر مىآمد . ( 1 ) همين قدر كافى است كه بگويم رنجهاى روحى و اخلاقى بيش از شكنجه هاى جسمانى انسان را آزار مىدهد . ( 2 ) - نه ، جناب سر گرد ، به غير از يك خداى قادر مطلق و حاضر در همه جا وجود ندارد . ( 3 ) لوكا كه وجدانش از بار شش جنايت سنگين شده بود ، سبب وحشت هيچ كس نمىشد ، با اين همه ميل داشت به « ترور » بودن شهرت يابد ، ( 4 ) خصيصهء بسيار بارز و جالب توجه ملت ما عبارت است از داشتن وجدان و عطش عدالت و انصاف . ( 5 ) باز تكرار مىكنم كه من هرگز ، حتى در موردى كه جرم را نسبت بيكى از افراد خودشان مرتكب شده باشند ، در آنان ناراحتى و سرزنش وجدان نديدهام . ( 6 ) او سراسر اين جبهه را با حالتى رضايت آميز مىپيمود ، با قوت و شدت دستور اجراى وظيفه را از روى وجدان تكرار مىكرد كه بدون آن . . . سربازان نيز از پيش معنى اين « بدون آن » را مىدانستند . ( 7 ) اما اين من نيستم ، اين قانون است كه تو را مجازات مىكند . فكر كن من بايد به خداوند و ميهن خود خدمت كنم و اگر قانون را سبكتر كنم ، گناهى سنگين
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 83
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 88 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 92 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 151 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 154 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 206 . .
( 6 ) همان مأخذ ، ص 251 . .
( 7 ) همان مأخذ ، ص 3 - 252 . .