قلب اليزابت را غرق در روشنايى كرده بود . ( 1 ) خونخوارترين جانى كه به هيچ روى احساس ندامت نمىكند ، با وجود اين خويشتن را جانى مىداند ، يعنى در وجدان خودش تصديق مىكند بد كارى كرده است ، گو اين كه احساس هيچ گونه پشيمانى نمىكند . ( 2 ) احتياج عمومى كليه افراد انسانى به زندگى كردن و خوردن و نوشيدن هر گاه توام با اين عقيده راسخ و عملى گردد كه اين احتياجات جز با همكارى بين المللى و اشتراك منافع تأمين نخواهد گرديد ، به نظر من اصل بسيار نيرومندى را تشكيل خواهد داد كه در قرنهاى آينده بمنزله تكيه گاه و « چشمهء حياتى » براى انسانيت بشمار خواهد رفت . ( 3 ) بنا بر اين فكرى نيرومندتر از كليهء سوانح و قحطى و و با و طاعون و جذام و اين جهنمى كه هر دم نزديك بود انسانيت را يك سره نابود كند ، وجود داشته است كه قلبها را هدايت كرده و به چشمه هاى زندگى ، خير و بركت مىبخشيده است « حالا در اين قرن تباهى و راه آهن به من چيزى نشان دهيد كه نزديك به اين نيرو باشد ، بايد گفت در قرن » كشتى بخار و راه آهن « لكن من مىگويم » در قرن تباهى و راه آهن « زيرا مستم ، ولى مانند همه مستان راستش را مىگويم . به من عقيده يا فكرى را نشان دهيد كه بر بشر كنونى نيمى از نفوذ فكر قرون گذشته را داشته باشد و حالا اگر جرئت داريد ادعا كنيد كه » چشمه هاى زندگى « در زير اين » ستاره « و اين انشعابى كه بشر در آن گرفتار شده است ضعيف يا گل آلود نشده است اميدوارم در صدد بر نياييد ترقى و ثروت و نقصان خشكسالى و قحطى و سرعت وسايل ارتباط خود را به رخ من بكشيد البته ثروت زيادتر شده ولى در عوض قوا تحليل رفتهاند ، ديگر فكرى كه افراد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 79
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٩
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 4 - 273 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 287 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 305 . .