تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

نبايد فراموش كرد كه محركهاى اقدامات بشر معمولا خيلى پيچيده تر و بغرنجتر از آن است كه در ظاهر به نظر مىرسند و بندرت اتفاق مىافتد كه به طور صريح و روشن معلوم گردند و براى راوى شايد بهتر آن باشد كه تنها بذكر وقايع برجسته بپردازد . ( 1 ) فراموش نكنيد سوسياليزم نيز تا اندازهء زياد ناشى از كاتوليسيسم است و مانند خدا نشناسى از ياس و نوميدى به وجود آمده و در حقيقت مولود واكنش اخلاقى عليه كاتوليسيسم است و منظور آن تصاحب و تملك نفوذ روحانى است كه مذهب از دست داد . و همچنين فرو نشاندن عطش شديد روح انسانى و توسل به زور به جاى مذهب براى رسيدن بساحل مقصود است . در اين جا نيز مانند كاتوليسيسم ما مواجه با اشخاصى هستيم كه مىخواهند آزادى را در پرتو زور و اتحاد را در سايهء شمشير و خون به وجود آورند . شعار آنها اين است » ايمان آوردن به خدا ممنوع دارايى داشتن ممنوع شخصيت داشتن ممنوع برادرى يا مرگ و لو دو ميليون سر در راه نيل به اين هدف از ميان برود « تصور نكنيد كه اينها براى ما بىخطر است . ( 2 ) اين همه غلو و گزاف گويى در بارهء خارجيان بس است . موقع آن فرا رسيده است كه عقل پيدا كنيم ، همهء اينها ، همهء كشورهاى خارجى شما ، همهء اروپاى معروف شما و هم و تصورى بيش نيست و ما خودمان در خارجه نيز همه از جمله وهم پرستانيم . ( 3 ) در اين لحظه من معنى اين اصطلاح عجيب » زمان اساسا وجود ندارد « را درك مىكنم و اضافه كرده بود » پيغمبران نيز در چنين لحظه است كه جلال الهى را در مىيابند . » ( 4 ) چنانچه خودش احساس مىكرد كه دوست داشتن آن زن مه روى ، تنها از راه عشق ، اقدامى ظالمانه و غير انسانى است . ( 5 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 159 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 266 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 390 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ج 3 ص 89 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 96 و 95 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 77 | محمد تقي جعفري