عضلات و نيروهاى جسمانى تحت نفوذ روان قرار مىدهد ، همچنين رشد روحى وقتى كه به حد نصاب مىرسد ، مىتواند در جريان عينى اشياء تصرف نمايد .
روحهايى كه با رياضت تقويت شده و كارهاى فوق العاده انجام مىدهند ، فراوانند . در مرتبهء عالى معجزات پيامبران همگى به جهت استعداد ما فوق طبيعى است كه آنان به دست آورده و جريانات طبيعى را دگرگون مىسازند .
مسئله دوم
- رضا به قضاى الهى ، نوعى از نيرو و استعداد به روح مىبخشد كه حقيقت جريانات هستى را در مىيابد ، نه به آن معنى كه به وسيلهء علوم تفصيلى مانند فيزيك و شيمى و تشريح و گياه شناسى به جزئيات و مشخصات و روابط حقايق هستى آگاه مىشود ، بلكه مانند كسى كه به هيچ وجه از تكنيك وسيله موسيقى اطلاعى ندارد و نمىداند آيا اجزاء دستگاه مفروض از چوب است يا از فلز يا . . . ولى آهنگى كه به وسيله آن نواخته مىشود ، براى او قابل درك و گويى با اعماق روحش در هم مىآميزد . كسى كه آهنگ يك وسيلهء موسيقى را كاملًا در يابد ، به طور يقين تمام اجزاى آن وسيله را مناسب و منظم بيند ، گويى خود اوست كه سازندهء وسيلهء مزبور است و بدان جهت كه آهنگ مفروض نه تنها مطلوب اوست ، بلكه با همهء سطوح روح او آشنايى داشته و آن سطوح را نوازد ، لذا تمام اجزاء وسيلهء مفروض و تركيباتش را جزئى از روح خود مىداند .
اين حالت شگفت انگيز روانى را به هيچ وجه نمىتوان منكر شد ، نهايت امر اين است كه اين گونه دريافت در جهان هستى احتياج به توضيح دارد :
گروهى عقيده مندند كه اين حالت جز برداشته شدن پرده از روى واقعى روح چيزى ديگرى نيست ، زيرا روح آدمى نمونهء مجرد تمام هستى عينى را در خود دارد ، تموجات طبيعت و هوى و هوسهاى حيوانى پردهاى بسيار ضخيم روى اين قيافهء روح انداخته است ، وقتى كه رشد روح آدمى به حد اعلا مىرسد ، پرده يا مانع بر كنار مىرود و تمام هستى در روح نشان داده مىشود .