كه داراى هفت بطن است و همهء مردم از خاص و عام مىتوانند غذاى روح خود را از آن هفت بطن در يابند .
آن مرد الهى گفت : اين مسئله پيش عموم مردم يقينى است كه هستى پيرو امر الهى است ، هيچ برگى بدون قضا و حكم آن خداوند بزرگ بر زمين نمىفتد . او خدايى است كه تا به غذا دستور ورود به گلو ندهد ، لقمهاى بگلو وارد نمىگردد .
جنبش و فعاليت تمايلات و مىخواهمها كه زمام امور آدمى را به دست گرفتهاند در مقابل امر آن خداى بىنياز رام و تسليماند . بدون فرمان ازلى نافذ خداوند ، امكان ندارد كه ذرهاى در زمينها و آسمانها به حركت در آيد و يا چرخى بگردش آيد .
كيست كه بتواند همهء برگهاى درختان را بشمارد ؟ هيچ كس ، زيرا - بىنهايت در گفتگوى محدود هرگز نمىگنجد . به طور خلاصه بگويم ، هيچ كارى بجز با امر پروردگار صورت نمىگيرد . وقتى كه قضاى حق مورد رضاى بنده اش قرار گرفت ، در مقابل تمام فرمانهاى حق مانند يك بندهء ناچيز مقهور ارادهء او مىگردد .
اين بندگى را از راه تكلف و با انگيزهء مزد و پاداش به دست نمىآورد ، بلكه طبيعت حيوانى خود را از دست داده طبع جديدى به دست آورده است كه به مقام واقعى بندگى نائل آمده است ، او ديگر زندگى را براى خود نمىخواهد ، بلكه محكوم به حكم خداوند بىنظير است .
در هر جا دستور ازلى الهى راهى را معين كرده است ، چه زندگى و چه مرگ ، آن راه را خواهد رفت .
زندگى او براى خداست ، نه براى به دست آوردن گنج ، مرگ او از اشتياق به خداست نه از ترس رنج و بيمارى .
ايمان و عباداتش انگيزهاى جز دريافت شايستگى خدا به ايمان و پرستش چيز ديگرى نيست ، او براى رسيدن به بهشت و درختان و جويبارهاى بهشتى كارى نمىكند چنان كه ترك كفر و معاصى براى او ، انگيزهاى جز وجه الله الاعظم ندارد ، ترس از آتش نمىتواند محرك او به بر كنارى از كفر و معصيت بوده باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 421
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢١