( بگو به تحقيق نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم همه براى خداست كه پروندهء عالميان است . )
روايت
« عن امير المومنين عليه السلام ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار . » ( 1 ) ( از امير المومنين عليه السلام : « گروهى خدا را به جهت ميل و طمع در بهشت و نعماى الهى عبادت مىكنند ، عبادت اينان سوداگرى است . گروهى خدا را به جهت ترس از دوزخ و ناملايمات مىپرستند ، اين پرستش بردگان است . گروه سوم خدا را بدان جهت كه شايسته سپاس مىبينند مىپرستند ، اين پرستش آزادگان است . )
بىرضاى او نيفتد هيچ برگ
در جهان ز اوج ثريا تا سمك
آيا رضا به قضاى الهى جريان هستى را در اختيار انسان قرار مىدهد ؟
سؤال فوق به دو مسئله اساسى قابل تحليل است :
مسئله يكم
- تحت تأثير قرار گرفتن جريان هستى براى شخصى كه رضا به قضاى الهى دارد و مقصود از تحت تاثير قرار گرفتن معناى حقيقى آن است ، مثلًا مىتواند آب را از ميعان و آتش را از سوزاندن جلوگيرى كند .
اين تصرف در جريان هستى اگر چه به نظر مردم عامى و عقل پرستان بسيار بعيد ، بلكه امكان ناپذير مىنمايد . ولى با توجه به نيروى فوق العادهء با عظمت روح ، اين استبعاد و خيال امكان ناپذير بودن از بين مىرود .
چنان كه رشد روانى انسان كالبد مادى خود انسان و جهان ماده را به وسيلهء
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 3 ص 205 و 206 . .