را كبود نمىكنند آنان هر چه را كه پيش مىآيد به خوشى استقبال مىكنند .
اگر آتشى حيات طبيعى آنان را تهديد كند ، آن را آب حيات تلقى مىكنند .
اگر حوادث روزگاران در گلوى آنان شرنگ جان گزا بريزد ، به شكر شيرين تبديل مىشود و سنگهايى كه سر راهشان را مىگيرد ، در مقابل روح با عظمت آنان گوهر گرانبها مىگردد .
از شدت حسن ظنى كه برابطهء خود با خدا دارند ، همهء نيك و بدها براى آنان يكسان است ، لذا از دعا كردن در بارهء اين كه خداوند قضا را از آنان بر گرداند امتناع مىورزند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 415
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٥