اقيانوس زندگى طعمهء نابودى نشود ، لنگرى بايد به دست آورد . اين لنگر همان نيروى با عظمت عقل است .
اگر براى به دست آوردن عقل به كشيدن بار منت و شكستن برج شخصيت طبيعى احتياج افتد ، امتناع نبايد ورزيد ، زيرا بدون عقل شخصيت انسانى وجود ندارد تا با كشيدن منت متلاشى شود ، علم و هشيارى و تعقل كالايى نيستند كه به دست آوردنشان نيازى به دادن عوض داشته باشد ، تا در صورت اعطاى بلا عوض به جهت مجانى بودن و دريوزگى ، شخصيت از بين برود . علم و هشيارى و عقل نعمتهاى خدا دادى هستند كه اگر چه در افراد معينى وجود داشته باشند ، باز مربوط به تمام بشريت هستند . در آن هنگام كه براى به دست آوردن علم دست نياز به سوى استاد باز مىكنى . تو در حقيقت به شخصيت كلى انسانها كه خود جزيى از آن هستى ، دست حاجت باز كردهاى .
مىتوان به اين اصل با آن حديث معروف استشهاد كرد كه پيغمبر اكرم فرمود : « اگر كسى در بارهء يك مسئله علمى مسئول واقع شود و او آن مسئله را بداند و پاسخ نگويد ، خداوند در رستاخيز افسار آتشين به دهان او خواهد زد » روشن است كه اگر امتناع از جواب يك مسئله علمى در اختيار شخص عالم بود ، چنان تهديد شديد معنايى نداشت و همچنين قدرت تعقل .
65 - ريشه اصلى تمام دانشها وحى بوده است نه عقل .
اين نجوم و طب وحى انبياست
عقل و حس را سوى بىسو ره كجاست ؟
عقل جزيى عقل استخراج نيست
جز پذيراى فن و محتاج نيست
قابل تعليم و فهم است اين خرد
ليك صاحب وحى تعليمش دهد
جمله حرفتها يقين از وحى بود
اول او ، ليك عقل آن را فزود
هيچ حرفت را ببين كاين عقل ما
تاند او آموختن بىاوستا ؟
گر چه اندر مكر موى اشكاف بد
هيچ پيشه رام بىاستا نشد