تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

60 - تا نيروى تعقل در انسان به فعاليت نيفتد ، حقايق قيافهء اصلى خود را نشان نخواهد داد .

كى نمايد كودكان را سنگ سنگ ؟ تا نگيرد عقل دامنشان به چنگ ( 1 )
گمان نرود كه تا نيروى عقل بيدار نشده و به فعاليت نيفتاده است ، بتوان با واقعيات تماس گرفت . اگر ما درست توجه كنيم ، خواهيم ديد : كه راكد كردن عقل و خنثى نمودن فعاليتهايش ، موجب تسلط جهان عينى ناخود آگاه ، بر ما خواهد گشت . در مثل معروف عاميانه مىگويند : ديوار بنا را خواهد ساخت اين معكوس شدن سازندگى مساوى نيستى بشريت مىباشد . نه اين كه بشرى وجود خواهد داشت و جهان عينى به طور ناخود آگاه او را خواهد ساخت . آن جا كه بشر بىنوا با وجود تعقل صحيح نمىتواند به جهت بازيگرى طبيعى كه به وسيلهء حواس و فعاليتهاى ذهنى روى واقعيات انجام مىدهد ، واقعيات را دريابد ، اگر عقل را هم از دست بدهد ، يا آن را دستخوش هوا و هوس و خواسته هاى غرايز بسازد ، چه نتيجه‌اى عايد او خواهد گشت

61 - گاهى با حجت و برهان ساختگى خود را فريب مىدهيم و عقل در گوشه‌اى از كار افتاده ناظر حركات تبه كارانهء ما است .

حجت بارد رها كن اى دغا عقل در تن آور و با خويش آ ( 2 )
براى توضيح مضمون بيت مىگوييم : گاهى مىشود بعضى از خواص عقل در مغز آدمى ديده مىشود و براى شخص ساده لوح چنين مىنمايد كه عقل مشغول فعاليت است ، و خاصيت مفروض به فعاليت فعلى عقل مستند است . در صورتى كه در اين حالات وضع ما شبيه به احساس گرمى خاكسترى است كه پيش از اين آتشى بر افروخته بود و آن آتش از بين رفته و تا مدت كمى گرمى خود را در خاكستر نشان مىدهد . دليل بازى و
هامش
( 1 ) دفتر سوم ، ص 173 بيت 51 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 174 بيت 15 . .