تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

مانند هوش و استعداد بزند ، مانعى ندارد ، زيرا آن كدامين معناى غير قابل درك است كه نتوان آن را با كلماتى كه داراى مفاهيم عمومى است مطرح كرد ، وقتى كه ما نخواهيم توانست معناى اين جمله را « استعداد انسانى موجب اكتشاف مىگردد » توضيح دهندهء واقعى علت ابتكار و اكتشاف بدانيم ، فرق چندانى با اين جمله نخواهد داشت كه « انسان است كه ابتكار و اكتشاف مىكند » يا بگوييم : موجودى از موجودات مىتواند دست به ابتكار و اكتشاف بزند البته اين موضوع هم روشن است كه وحيى كه ريشهء اصلى دانشها به آن منسوب مىشود . داراى آن معناى عمومى است كه حتى در بارهء زنبور عسل به كار رفته است : « وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى اَلنَّحْلِ أَنِ اِتَّخِذِي مِنَ اَلْجِبالِ بُيُوتاً 16 : 68 . . . » ( 1 ) ( خداى تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوه ها براى خود خانه ها قرار بدهد )

66 - وقتى كه سلاح را در دست انسان بىعقل ديديد فورا يا سلاح را از دستش بگيريد ، يا دستهايش را ببنديد .

واستان از دست ديوانه سلاح تا ز تو راضى شود عدل و صلاح چون سلاحش هست و عقلش نى ببند دست او را ور نه آرد صد گزند ( 2 ) گر مرا عقلى بُدستى منزجر تيغ اندر دست من بودى ظفر عقل بايد نور ده چون آفتاب تا زند تيغى كه نبود جز صواب چون ندارم عقل تابان و صلاح پس چرا در چاه نندازم سلاح ( 3 )
اين است درد بىدرمان بشرى كه به دست آوردن سلاح نابود كننده ، خواه به طور طبيعى خواه به وسيلهء قوانين ساختهء بشرى ، بسيار سهل و آسان ، ولى به دست آوردن انديشه و تعقل و انسانيت فوق العاده دشوار است .
هامش
( 1 ) سوره النحل ، آيهء 68 . .
( 2 ) دفتر چهارم ، ص 238 بيت 65 و 66 . .
( 3 ) دفتر پنجم ، ص 289 بيت 60 و 61 . .