دانش پيشه ازين عقل ار بدى
پيشهء بىاوستا حاصل شدى ( 1 )
شايد اين مسئله را كه جلال الدين مطرح كرده است ، بدوا غير قابل قبول به نظر برسد ، به اين دليل كه هوش و استعداد آدمى و تعقل تيز بين او بوده است كه او را به مجهولات پشت پرده رهنمون شده است . ولى اين يك قضاوت سطحى در بارهء موضوع مورد بحث است .
بايستى اين موضوع را با آن اهميتى كه دارد مورد بررسى قرار داد و معلومات كلاسيك و روزمرهاى نمىتواند از عهدهء حل اين مسئله بر آيد .
ما به طور اختصار در اين مسئله مطالبى را متذكر مىشويم . آن چه كه از دست تعقل تجربى بر مىآيد ، عبارت است از تنظيم معلومات و تهيهء روشنايىها براى به دست آوردن مجهولات و روشن كردن تاريكىها .
عقل تجربى در اين ميدان كارى كه صورت مىدهد از واحدهاى موجود در عرصهء معلومات بهره بردارى نموده مرحله به مرحله انسان عاقل را به نتيجهء مطلوبش نزديك مىكند ، مقدارى قوانين مورد تصديق اين روش عقلانى را ، منطق با اقسام گوناگونش مانند منطق ارسطويى و سمبوليك و منطق رياضى و منطق وضعى ، به عهده گرفته است و ما در گذشته اشاره كرديم كه تتبع وضع دانشمندان متخصص در منطق ، نشان مىدهد كه با آگاهى به تمام اصول منطقى در حد اعلا هم نمىتوانند موجب اكتشاف و بيرون آوردن يك مجهول از پشت پردهء تاريكىها بوده باشند ، اگر چنين چيزى امكان داشت ، مىبايست تمام مكتشفين و نوابغى كه مطالب تازهاى را به بشريت عرضه كردهاند ، نشان مىدهد كه آنان نه تنها منطق دان متخصص نبودهاند ، بلكه شايد حتى يك كتاب منطق را كه تمام مسائل و قوانين آن را در بر داشته باشد نخواندهاند . چيزى كه موجب اشتباه شده است ، فرق نگذاشتن ميان انتقالات ذهنى معمولى و اكتشافات بوده است .
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 236 بيت 58 تا 64 . .