داشتند ، جمود پيدا كردند و از عظمت خود ساقط گشتند .
63 - عقل و فرشتهء ملكوتى دو صورت از يك حقيقتاند .
چون ملك با عقل يك سر رشته اند
بهر حكمت را دو صورت گشته اند
هم ملك هم عقل حق را واجدى
هر دو آدم را معين و ساجدى ( 1 )
در ابيات گذشته ، بيتى به اين مضمون وجود داشت كه عقل حجت الهى است و در بعضى از احاديث كه نقل كرديم عقل را پيامبر درونى معرفى كرده است .
در دو بيت فوق عقل و فرشته را مانند دو صورت به يك حقيقت و يا دو حقيقت معرفى مىكند كه اتحاد در روش دارند ( سجده بر آدم ) . حاصل مضمون دو بيت را مىتوان بدين صورت تقرير كرد كه چنان كه فرشتهء ملكوتى حقيقتى است پاك و مجرد از هر گونه علائق مادى و حيوانى ، همچنين عقل آدمى هم حقيقت مجرد و پاكى است كه مىتوان آن را از آلوده شدن به هوى و خود بينى بر كنار نگذاشت .
اين دو حقيقت پاك ، به مقام والاى آدم كه آشنايى دارند خضوع و سجده مىكنند ، اگر ملكى را ديديد كه به آدم سجده نمىكند ، آن ملك نيست بلكه شيطان مغرور است كه نخوتش نگذاشت به دستور خداوندى اطاعت كند و اگر ديديد عقلى به مقام والاى آدم و آدميت سر فرود نمىآورد و فقط مشغول جست و خيز در ميدان سود جويى و سود پرستى است ، بدانيد كه آن عقل نيست ، بلكه نفس مكار و نمايندهء شيطان است كه محل مأموريتش درون انسانها و لباس مأموريتش تعقل است .
64 - از دريوزگى براى به دست آوردن عقل از عاقلان امتناع نكنيد .
لنگر عقل است عاقل را امان
لنگرى در يوزه كن از عاقلان ( 2 )
شهامت طبع و وقار و متانت و استغناء طبع را نبايد دليل براى ادامهء حماقت محسوب كرد . با حماقت و جنون بايد مبارزه كرد و براى اين كه كشتى وجود ما در پهنهء
هامش
( 1 ) دفتر سوم ، ص 389 بيت 55 و 59 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 206 بيت 59 . .