تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
ز انكه عقلت جوهر است اين دو عرض اين دو در تكميل آن شد مفترض ( 1 )
كجايى ؟ خدا نكند كه با دست خويش خود را در چاه طبيعت انداخته باشى
در چاه مانده دستى چرا اى يوسف جان بگذار اين چَه را و بر گير اين رسن را
خود را براى فروش بكدامين مشترى عرضه كرده‌اى ؟ اگر تو در بارهء خويشتن اين اعتقاد را دارى كه قابل فروش هستى ، ديگر تو براى ما كدامين واقعيت را نشان خواهى داد قيمت تو بسى گران است ، كيست جز خداى هستى كه بتواند قيمت تو را بدهد ؟ آرى ،
خود نيابى سود مايه گر خرد نبودش خود قيمت عقل و خرد ( 2 )

55 - آرى عقل عدالت جوست ، اما كو عقل ؟

عقل باشد ايمنى و عدل جو بر زن و بر مرد اما عقل كو ؟
بلى ، اگر هوى و هوس و لجن زار محيط بگذارد ، عقل افراد اجتماع مىتواند با كمال اعتدال به رشد خود برسد . بدون ترديد ، آن عقل به ايمنى و عدالت فردى و اجتماعى حكم خواهد كرد . اين مطلبى است كه تقريبا اغلب متفكرين همه جانبه مانند ژان ژاك روسوها پذيرفته‌اند ، نيروى فطرت پاك آدمى و وجدان از يك طرف ، پيامبران و مصلحين انسان دوست واقعى از طرف ديگر ، مىتوانند نيروى عقلانى انسانها را پرورش بدهند و قابل بهره بردارى بسازند اما متأسفانه به اضافهء شكست انسانها در مقابل هوى و هوس و عدم توجه به نداى فطرت و وجدان پاك و فرياد پيامبران الهى ، عملا عقل به عنوان يك وسيله و سلاح قاطع در راه به دست آوردن آرمانهاى حيوانى به كار مىافتد ، بدين جهت مىتوان گفت : آن وضع
هامش
( 1 ) دفتر پنجم ، ص 286 بيت 29 . توضيح - مقصود از دو عرض چنان كه در بيت سابق گفته است ، نماز و روزه مىباشد . .
( 2 ) دفتر پنجم ، ص 305 ، بيت 5 . .