53 - لطف الهى به جماد عقل مىبخشد و قهر او عقل را از عاقل مىگيرد .
در جمادات از كرم عقل آفريد
عقل از عاقل به قهر خود بريد
در جماد از لطف عقلى شد پديد
وز نكال از عاقلان دانش بريد
عقل چون باران به امر آن جا بريخت
عقل اين سو خشم حق ديد و گريخت ( 1 )
1 - اسناد عقل به جمادات بملاك تسبيح و سجدهاى كه به آنها نسبت داده شده است ، به يك معناى غير ظاهرى امكان پذير است ، يعنى چنان كه خداوند به جمادات نيروى تسبيح و سجده عطا فرموده است - و لكن لا تفقهون تسبيحهم .
( ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد ) همچنين مىتواند آنها را هوش و تعقل ببخشد اين هوش و تعقل موقع تسليم شدن جمادات به اعجاز پيامبران و اولياء الله روشن مىشود .
از طرف ديگر به جهت تبه كارى و رذالتى كه گروهى از مردم در پيش مىگيرند ، عقل خدا دادى آنها مبدل به شيطنت و بازيگرىهاى تعقل نما مىشود ، كسانى كه عقل الهى را از دست مىدهند ، عذاب خويش و بيگانه مىشوند . و به قول جلال الدين :
چون كه عقل تو عقيله مردم است
آن نه عقل است بلكه مار و كژدم است ( 2 )
2 - مضمون بيت دوم موضوع مهمى را مطرح مىكند و آن اين است كه گمان نرود هر خاصيت و نيرويى كه به يك موجود داده شده است ، آن خاصيت و نيرو براى همان موجود ابديست ، بلكه چنان كه در مباحث گذشته روشن شده است ، حقايق و قوانين و خواص و نيروهاى هستى لحظه به لحظه از مشيت الهى به عالم هستى سرازير مىشود .
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 261 بيت 11 و 12 و 13 . .
( 2 ) دفتر اول ، ص 48 ، بيت 10 . .