تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ميان اشياء كه باعث تفاعل و سيستم سازى و پيش رفت و تبديل آنها مىگردد . اگر چه متأسفانه اين تخالف و تضاد در عقول ، موجب هرج و مرج و سوء استفاده هاى كشنده گشته است اما اختلاف عقول تجربى روشنتر از آن است كه احتياجى به تفصيل داشته باشد زيرا موقعيتهاى شخصى انسانها كه در طبيعت و اجتماع به دست مىآورند ، بدون ترديد ، عينك مخصوصى براى زندگى و جهان بينى و جهان يا بى به ديده گان آنها مىزند .

38 - تعاون عقول و پذيرش آنها از يكديگر

ز انكه با عقلى چو عقلى جفت شد مانع بد فعلى و بد گفت شد ( 1 ) گفت امت مشورت با كه كنيم ؟ انبياء گفتند با عقل اميم عقل قوت گيرد از عقل دگر پيشه گر كامل شود از پيشه گر ( 2 ) آشنايى عقل با عقل از صفا چون شود هر دم فزون باشد و لا ( 3 ) عقل را با عقل يارى يار كن امرهم شورى بخوان و كار كن ( 4 ) در مجالس مىطلب اندر عقول آن چنان عقلى كه بود اندر رسول ( 5 ) ز انكه عقل هر كه را نبود رسوخ پيش عاقل همچو سنگ است و كلوخ ( 6 )
جلال الدين با چند بيت فوق بار ديگر اثبات مىكند كه از آن خراباتيان بىخبر و بىخيال به وضع بشرى نيست كه بگويد : انسان خود به تنهايى مىتواند به كمال مورد انتظارش برسد . آن اندازه كه نمودها و قوانين طبيعت ناخود آگاه در تحريك انديشه و تعقل
هامش
( 1 ) دفتر دوم ، ص 79 ، بيت 20 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 114 ، بيت 4 و 12 . .
( 3 ) دفتر سوم ، ص 179 ، بيت 66 . .
( 4 ) دفتر پنجم ، ص 181 ، بيت 47 . .
( 5 ) دفتر ششم ، ص 391 ، بيت 12 . .
( 6 ) دفتر ششم ، ص 59 ، بيت 45 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 267 | محمد تقي جعفري