تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

36 - عقل خدا دادى و عقل اكتسابى .

عقل دو عقل است اول مكسبى كه در آموزى چو در مكتب صبى از كتاب و اوستاد و فكر و ذكر ارمغانى وز علوم خوب بكر عقل تو افزون شود بر ديگران ليك تو باشى ز حفظ آن گران لوح حافظ تو شوى در دور و گشت لوح محفوظ است كاو زين در گذشت عقل ديگر بخشش يزدان بود چشمهء آن در ميان جان بود چون ز سينه آب دانش جوش كرد نى شود گنده نه ديرينه نه زرد ور ره نبعش بود بسته چه غم كاو همىجوشد ز خانه دم بدم عقل تحصيلى مثال جوىها كان رود در خانه‌اى از كوىها راه آتش بسته شد شد بىنوا تشنه ماند و زار با صد ابتلا از درون خويشتن جو چشمه را تا رهى از منت هر ناسزا ( 1 )
غزالى ابيات ذيل را به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام نسبت مىدهد :
رايت العقل عقلين فمطبوع و مسموع و لا ينفع مسموع إذا لم يك مطبوع كما لا تنفع الشمس و ضوء العين ممنوع ( 2 ) (
عقل را به دو قسم ديدم : طبيعى و اكتسابى ، عقل اكتسابى بدون طبيعى سودى ندارد ، چنان كه اگر چشم روشنايى نداشته باشد نور آفتاب براى آن نفعى ندارد ) . وجود عقل اكتسابى ، يعنى تعقل ناشى از تجربيات و مشاهدات و انديشه ها ، در هيچ مكتبى جاى ترديد نيست ، و اين كه عقل آدمى مانند ساير عضلاتش به جهت فراوانى فعاليت ورزيده تر مىشود ، نيز جاى شك نيست ، تنها تفاوتى كه ميان فعاليت يك عضو و عقل وجود دارد ، اين است كه :
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 23 تا 33 . .
( 2 ) احياء العلوم ، غزالى ، ج 4 ، ص 16 . .