36 - عقل خدا دادى و عقل اكتسابى .
عقل دو عقل است اول مكسبى
كه در آموزى چو در مكتب صبى
از كتاب و اوستاد و فكر و ذكر
ارمغانى وز علوم خوب بكر
عقل تو افزون شود بر ديگران
ليك تو باشى ز حفظ آن گران
لوح حافظ تو شوى در دور و گشت
لوح محفوظ است كاو زين در گذشت
عقل ديگر بخشش يزدان بود
چشمهء آن در ميان جان بود
چون ز سينه آب دانش جوش كرد
نى شود گنده نه ديرينه نه زرد
ور ره نبعش بود بسته چه غم
كاو همىجوشد ز خانه دم بدم
عقل تحصيلى مثال جوىها
كان رود در خانهاى از كوىها
راه آتش بسته شد شد بىنوا
تشنه ماند و زار با صد ابتلا
از درون خويشتن جو چشمه را
تا رهى از منت هر ناسزا ( 1 )
غزالى ابيات ذيل را به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام نسبت مىدهد :
رايت العقل عقلين
فمطبوع و مسموع
و لا ينفع مسموع
إذا لم يك مطبوع
كما لا تنفع الشمس
و ضوء العين ممنوع ( 2 ) (
عقل را به دو قسم ديدم : طبيعى و اكتسابى ، عقل اكتسابى بدون طبيعى سودى ندارد ، چنان كه اگر چشم روشنايى نداشته باشد نور آفتاب براى آن نفعى ندارد ) .
وجود عقل اكتسابى ، يعنى تعقل ناشى از تجربيات و مشاهدات و انديشه ها ، در هيچ مكتبى جاى ترديد نيست ، و اين كه عقل آدمى مانند ساير عضلاتش به جهت فراوانى فعاليت ورزيده تر مىشود ، نيز جاى شك نيست ، تنها تفاوتى كه ميان فعاليت يك عضو و عقل وجود دارد ، اين است كه :
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 23 تا 33 . .
( 2 ) احياء العلوم ، غزالى ، ج 4 ، ص 16 . .